هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق و عاشقی سخن میگوید و مخاطب را به دوری از افراد بدنام و پیوستن به راه عشق حقیقی دعوت میکند. شاعر از مفاهیمی مانند صبر، فداکاری، و رهایی از قید و بندهای دنیوی صحبت میکند و به مخاطب توصیه میکند که برای رسیدن به عشق واقعی، از هیچ چیز نهراسد.
رده سنی:
18+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'بکش او را و خونش را بیاشام' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا گیجکننده باشد.
غزل ۱۴۹۵ - اگر تو نیستی در عاشقی خام
اگر تو نیستی در عاشقی خام
بیا، مَگْریز از یارانِ بَدنام ۱
تو آن مُرغی که مَیلِ دانه داری
نباشد در جهانْ یک دانه بیدام ۲
مَکُن ناموس و با قَلّاش بِنْشین
که پیشِ عاشقانْ چه خاص و چه عام ۳
اگر ناموسْ راهِ تو بگیرد
بِکُش او را و خونَش را بیاشام ۴
که این سودا، هزاران ناز دارد
مَکُن ناز و بِکَش ناز و بیارام ۵
حَریفا اَنْدَر آتشْ صبر میکُن
که آتشْ آب میگردد به اَیّام ۶
نشان دِهْ راهِ خُمخانه که مَستم
که دادم من جهانی را به یک جام ۷
برادر کویِ قَلّاشان کُدام است؟
اگر دَر بَسته باشد، رفتم از بام ۸
به پیشِ پیرِ میخانه بِمیرم
زِهی مَرگ و زِهی بَرگ و سَرانجام ۹
بیا، مَگْریز از یارانِ بَدنام ۱
تو آن مُرغی که مَیلِ دانه داری
نباشد در جهانْ یک دانه بیدام ۲
مَکُن ناموس و با قَلّاش بِنْشین
که پیشِ عاشقانْ چه خاص و چه عام ۳
اگر ناموسْ راهِ تو بگیرد
بِکُش او را و خونَش را بیاشام ۴
که این سودا، هزاران ناز دارد
مَکُن ناز و بِکَش ناز و بیارام ۵
حَریفا اَنْدَر آتشْ صبر میکُن
که آتشْ آب میگردد به اَیّام ۶
نشان دِهْ راهِ خُمخانه که مَستم
که دادم من جهانی را به یک جام ۷
برادر کویِ قَلّاشان کُدام است؟
اگر دَر بَسته باشد، رفتم از بام ۸
به پیشِ پیرِ میخانه بِمیرم
زِهی مَرگ و زِهی بَرگ و سَرانجام ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۹۴ - افتادم، افتادم، در آبی افتادم
گوهر بعدی:غزل ۱۴۹۶ - چه دیدم خواب شب، کامروز مستم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.