هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، با تصاویر پیچیده و استعاره‌های غنی، حالات عاشقانه، جنون، رنج و عشق را بیان می‌کند. شاعر از عناصر طبیعت مانند باد، برق، سنگ و گل‌ها برای توصیف احساسات درونی خود استفاده کرده است. همچنین، مفاهیمی مانند عجز، شوق، حسرت و کدورت در این شعر به چشم می‌خورد.
رده سنی: 16+ متن از نظر زبانی پیچیده و دارای استعاره‌های عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر دشوار خواهد بود. همچنین، برخی مضامین مانند رنج، جنون و حسرت ممکن است برای سنین پایین‌تر سنگین باشد.

غزل ۵۵۴ - زلف آشفتهٔ سری موجهٔ د‌ربای من است

زلف آشفتهٔ سری موجهٔ د‌ربای من است
تار قانون جنون جاده ی صحرای من است ۱

برق شمعی‌ست که درخرمن من می‌سوزد
سنگ گردیست که در دامن مینای من است ۲

لالهٔ دشت جنونم ز جگرسوختگی
داغ برگی ز گلستان سویدای من است ۳

بسمل شوقم و از شرم نگاه قاتل
همچو خون‌در جگر رنگ‌تپشهای‌من است ۴

عجز هم بی‌طلبی نیست که چون ریگ روان
صد جرس درگره آبلهٔ پای من است ۵

چرخ اگر داد غبارم به هوا خرسندم
که جهان عرصهٔ بالیدن اجزای من است ۶

سیر بال و پر طاووس مکرر گردید
صفحه آتش‌زده‌ام‌، فصل تماشای من است ۷

فیض دلگرمی آهیست گل رندگیم
شمع افسرده‌ام و شعله مسیحای من است ۸

عنچهٔ باغ جنون از دل من می‌خندد
داغ چون شبنم گل پنبهٔ مینای من است ۹

تردماغ چمن حسرت شمشیر توام
زخم بالیده چو گل ساغر صهبای من است ۱۰

عمرها شد به در مشق کدورت زده‌ام
چین‌کلفت خطی‌ز صفحهٔ سیمای‌من است ۱۱

دره‌ام لیک به جولان هوایش بیدل
قسم بی‌سر و پایی به سر و پای من است ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۵۳ - شوق‌دیدارم و در چشم‌کسان راه من است
گوهر بعدی:غزل ۵۵۵ - نیک و بد این مرحله خاکش به ‌کمین است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.