هوش مصنوعی:
این شعر به موضوعاتی مانند عشق، حیرت، خودشناسی، تواضع و رهایی از تعلقات دنیوی میپردازد. شاعر از هوسهای گذرا و جاهطلبی انتقاد میکند و بر اهمیت عشق و فروتنی تأکید دارد. همچنین، به مفاهیمی مانند حیرت در برابر زیبایی، خودفریبی و جستجوی معنویت اشاره میشود.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر، برای درک و تجربهی نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از اشارات انتزاعی و نمادین ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۵۶۱ - آفت سر و برگ هوس آرایی جاه است
آفت سر و برگ هوس آرایی جاه است
سر باختن شمع ز سامانکلاه است ۱
غافل مشو از فیض سیهروزی عشاق
نیل شب ما غازهکش چهرهٔ ماه است ۲
با حسن تو آسان نتوانگشت مقابل
حیرت چقدر آینه را پشت و پناه است ۳
یک چشم تر آوردهام از قلزم حیرت
اینکشتی آیینه پر از جنس نگاه است ۴
افسوسکه در غنچه و بو فرق نکردم
دل رفت و من دلشده پنداشتم آه است ۵
تا هست نفس رنگ به رویم نتوانیافت
تحریک هوا بال و پر وحشت کاه است ۶
کو خجلت عصیانکه محیطکرمش را
آرایش موج، از عرق شرمگناه است ۷
زان جلوه به خود ساخت جهانی چه توانکرد
شب پرتو خورشید در آیینهٔ ماه است ۸
جزسازنفس غفلت دل را سببی نیست
این خانه چو داغ از اثر دود سیاه است ۹
آنجاکه تکبرمنشان ناز فروشند
ماییم و شکستی که سزاوارکلاه است ۱۰
هرچند جهان وسعت یکگام ندارد
اما اگر از خویش برآیی همه راه است ۱۱
زندان جسد منظر قرب صمدی نیست
معراج خیالی تو و ره در بن چاه است ۱۲
از جلوهکسی ننگ تغافل نپسندد
بیدل مژه بر هم زدنت عجز نگاه است ۱۳
سر باختن شمع ز سامانکلاه است ۱
غافل مشو از فیض سیهروزی عشاق
نیل شب ما غازهکش چهرهٔ ماه است ۲
با حسن تو آسان نتوانگشت مقابل
حیرت چقدر آینه را پشت و پناه است ۳
یک چشم تر آوردهام از قلزم حیرت
اینکشتی آیینه پر از جنس نگاه است ۴
افسوسکه در غنچه و بو فرق نکردم
دل رفت و من دلشده پنداشتم آه است ۵
تا هست نفس رنگ به رویم نتوانیافت
تحریک هوا بال و پر وحشت کاه است ۶
کو خجلت عصیانکه محیطکرمش را
آرایش موج، از عرق شرمگناه است ۷
زان جلوه به خود ساخت جهانی چه توانکرد
شب پرتو خورشید در آیینهٔ ماه است ۸
جزسازنفس غفلت دل را سببی نیست
این خانه چو داغ از اثر دود سیاه است ۹
آنجاکه تکبرمنشان ناز فروشند
ماییم و شکستی که سزاوارکلاه است ۱۰
هرچند جهان وسعت یکگام ندارد
اما اگر از خویش برآیی همه راه است ۱۱
زندان جسد منظر قرب صمدی نیست
معراج خیالی تو و ره در بن چاه است ۱۲
از جلوهکسی ننگ تغافل نپسندد
بیدل مژه بر هم زدنت عجز نگاه است ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۴۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶۰ - تپیدن دل عشاق محوکسوت آه است
گوهر بعدی:غزل ۵۶۲ - خاک نمیم، ما را،کی فکر عجز و جاه است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.