هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به بیان احساسات عمیق، ناامیدیها، امیدها و عشق به حقیقت میپردازد. شاعر از ضعف خود در برابر عظمت هستی سخن میگوید و از رازهایی که در سکوت و اشک پنهان شدهاند. همچنین، به مفاهیمی مانند عشق، عرفان، تقدیر و رابطه انسان با عالم هستی اشاره دارد.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی سنگین، فهم آن را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد.
غزل ۶۰۰ - جنس موهومم دکان آبرویی چیده است
جنس موهومم دکان آبرویی چیده است
هیچ هم در عالم امید میارزیده است ۱
در جناب حضرت شاه سلیمان بارگاه
ناتوان موری خیال عرضی اندیشیده است ۲
زین سطوری چندکزتسلیم دارد افتخار
معنی رازم جبینها بر زمین مالیده است ۳
تا به رنگش وارسی ازنقش ما غافل مباش
بحر در جیب حباب اینجا نفس دزدیده است ۴
همچو شبنم در تمنای نثار نوگلی
داشتم اشکی نمیدانم کجا غلتیده است ۵
طبع آزاد از خروش جسم دارد انبساط
زخمه تا بر تار میآید صدابالیده است ۶
نقد انفاسم نهتنها صرف آهنگ دعاست
گر همه رنگ است با منگرد اوگردیده است ۷
در غبار خط نفس دزدیده آهی میکشم
سرمهگردیدهست دل تا این صدا پالیده است ۸
دستگاه لفظکزپیشانیام بستهست نقش
خط چهمعنی دارد ابنجاسجده هملغزیده است ۹
خامشی از بسکه نازک میسراید درد دل
جز خیال شاه فریادمکسی نشنیده است ۱۰
گشتهام پیر و ز حق نعمت دیرینهاش
همچنان در هر بن مویم نمک خوابیده است ۱۱
غیر وحشت باغ امکان را نمیباشدگلی
چرخ هم اینجا ز جیب صبح دامن چیده است ۱۲
هرکجا سرکردهام بیدل دعای دولتش
جوشآمین از زمین تا آسمان پیچیده است ۱۳
هیچ هم در عالم امید میارزیده است ۱
در جناب حضرت شاه سلیمان بارگاه
ناتوان موری خیال عرضی اندیشیده است ۲
زین سطوری چندکزتسلیم دارد افتخار
معنی رازم جبینها بر زمین مالیده است ۳
تا به رنگش وارسی ازنقش ما غافل مباش
بحر در جیب حباب اینجا نفس دزدیده است ۴
همچو شبنم در تمنای نثار نوگلی
داشتم اشکی نمیدانم کجا غلتیده است ۵
طبع آزاد از خروش جسم دارد انبساط
زخمه تا بر تار میآید صدابالیده است ۶
نقد انفاسم نهتنها صرف آهنگ دعاست
گر همه رنگ است با منگرد اوگردیده است ۷
در غبار خط نفس دزدیده آهی میکشم
سرمهگردیدهست دل تا این صدا پالیده است ۸
دستگاه لفظکزپیشانیام بستهست نقش
خط چهمعنی دارد ابنجاسجده هملغزیده است ۹
خامشی از بسکه نازک میسراید درد دل
جز خیال شاه فریادمکسی نشنیده است ۱۰
گشتهام پیر و ز حق نعمت دیرینهاش
همچنان در هر بن مویم نمک خوابیده است ۱۱
غیر وحشت باغ امکان را نمیباشدگلی
چرخ هم اینجا ز جیب صبح دامن چیده است ۱۲
هرکجا سرکردهام بیدل دعای دولتش
جوشآمین از زمین تا آسمان پیچیده است ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۳۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۹ - تا ز آغوشوداعت داغ حیرتچیده است
گوهر بعدی:غزل ۶۰۱ - در جنونم موی سر سامان راحت چیده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.