هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و فراق یار خود سخن میگوید و از رویاهایی که در آن یار را دیده است یاد میکند. او از ناپدید شدن یار و خاطراتی که با او داشته، ابراز حسرت میکند و خود را انباری پر از سودا و عشق توصیف میکند. در نهایت، شاعر یار خود را آرامبخش دلهای سودایی و مقایسهاش با عارفان بزرگی مانند ذوالنون، جنید و بایزید میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی بیشتری دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۱۵۰۷ - ایا یاری که در تو ناپدیدم
اَیا یاری که در تو ناپَدیدم
تو را شکلِ عَجَب در خواب دیدم ۱
چو خاتونانِ مصر از عشقِ یوسُف
تُرَنج و دستْ بیخود میبُریدم ۲
کجا آن مَه؟ کجا آن چَشمِ دوشین؟
کجا آن گوشْ کانها میشنیدم؟ ۳
نه تو پیدا نه من پیدا نه آن دَم
نه آن دندانْ که لَب را میگَزیدم ۴
مَنَم اَنْبارِ آکنده زِ سودا
کَزان خَرمَن همه سودا کَشیدم ۵
تو آرامِ دلِ سوداییانی
تو ذَاالْنّون و جُنَید و بایَزیدم ۶
تو را شکلِ عَجَب در خواب دیدم ۱
چو خاتونانِ مصر از عشقِ یوسُف
تُرَنج و دستْ بیخود میبُریدم ۲
کجا آن مَه؟ کجا آن چَشمِ دوشین؟
کجا آن گوشْ کانها میشنیدم؟ ۳
نه تو پیدا نه من پیدا نه آن دَم
نه آن دندانْ که لَب را میگَزیدم ۴
مَنَم اَنْبارِ آکنده زِ سودا
کَزان خَرمَن همه سودا کَشیدم ۵
تو آرامِ دلِ سوداییانی
تو ذَاالْنّون و جُنَید و بایَزیدم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۰۶ - همیشه من چنین مجنون نبودم
گوهر بعدی:غزل ۱۵۰۸ - سفر کردم به هر شهری دویدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.