هوش مصنوعی:
پادشاهی به کشتن یک بیگناه فرمان داد. بیگناه به پادشاه هشدار داد که این عمل ناعادلانه تنها یک لحظه او را آزار میدهد، اما گناه آن برای همیشه بر دوش پادشاه باقی خواهد ماند. در پایان، اشاره میشود که ستمگر گمان میکند ستم او تنها بر قربانی اثر میگذارد، در حالی که در واقع این گناه بر دوش خود او باقی میماند.
رده سنی:
12+
متن دارای مفاهیم اخلاقی و اجتماعی عمیق است که درک آنها به بلوغ فکری نسبی نیاز دارد. همچنین، موضوعاتی مانند ظلم و عدالت ممکن است برای کودکان خردسال سنگین یا نامفهوم باشد.
حکایت ۳۰ - پادشاهی به کشتنِ بیگناهی فرمان داد
پادشاهی به کشتنِ بیگناهی فرمان داد. گفت: ای ملِک! به موجبِ خشمی که تو را بر من است، آزارِ خود مجوی که این عقوبت بر من به یک نفس به سر آید و بَزهِ آن بر تو جاوید بماند.
دورانِ بقا چو بادِ صحرا بگذشت
تلخیّ و خوشیّ و زشت و زیبا بگذشت ۱
پنداشت ستمگر که جَفا بر ما کرد
در گردن او بماند و بر ما بگذشت ۲
ملک را نصیحت او سودمند آمد و از سر خون او در گذشت.
دورانِ بقا چو بادِ صحرا بگذشت
تلخیّ و خوشیّ و زشت و زیبا بگذشت ۱
پنداشت ستمگر که جَفا بر ما کرد
در گردن او بماند و بر ما بگذشت ۲
ملک را نصیحت او سودمند آمد و از سر خون او در گذشت.
تعداد ابیات: ۲
۸۷۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت ۲۹ - یکی از وزرا پیش ذوالنّون مصری رفت و همّت خواست
گوهر بعدی:حکایت ۳۱ - وزرایِ نوشیروان در مهمّی از مَصالحِ مملکت اندیشه همی کردند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.