هوش مصنوعی: متن درباره معلمی است که با خشونت و بی‌محابا به شاگرد خود که فرزند پادشاه بود، درس می‌داد. پسر از این رفتار نزد پدر شکایت کرد و پدر از معلم پرسید که چرا چنین رفتاری با فرزندش دارد. معلم پاسخ داد که رفتار با فرزندان پادشاهان باید متفاوت باشد، زیرا اعمال و گفتار آن‌ها تأثیر گسترده‌تری دارد و مردم به آن‌ها توجه بیشتری می‌کنند. بنابراین، معلم باید در تربیت فرزندان حاکمان دقت و سخت‌گیری بیشتری به خرج دهد.
رده سنی: 14+ متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و اجتماعی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، بحث درباره رفتار با افراد مختلف در سطوح اجتماعی مختلف ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

حکایت ۳ - یکی از فضلا تعلیم ملک‌زاده‌ای همی‌داد و ضرب بی‌محابا زدی

یکی از فضلا تعلیم ملک‌زاده‌ای همی‌داد و ضرب بی‌محابا زدی و زجر بی‌قیاس کردی. باری پسر از بی‌طاقتی شکایت پیش پدر برد و جامه از تن دردمند برداشت. پدر را دل به هم بر آمد.

استاد را گفت که پسران آحاد رعیت را چندین جفا و توبیخ روا نمی‌داری که فرزند مرا؛ سبب چیست؟

گفت: سبب آن که سخن اندیشیده باید گفت و حرکت پسندیده کردن همه خلق را علی العموم و پادشاهان را علی الخصوص، به موجب آنکه بر دست و زبان ایشان هر چه رفته شود هر آینه به افواه بگویند و قول و فعل عوام الناس را چندان اعتباری نباشد.

اگر صد ناپسند آید ز درویش
رفیقانش یکی از صد ندانند ۱

وگر یک بذله گوید پادشاهی
از اقلیمی به اقلیمی رسانند ۲

پس واجب آمد معلم پادشه‌زاده را در تهذیب اخلاق خداوندزادگان أنبَتَهم اللهُ نباتاً حسناً اجتهاد از آن بیش کردن که در حقّ عوام.

هر که در خردیش ادب نکنند
در بزرگی فلاح از او برخاست ۳

چوب تر را چنان که خواهی پیچ
نشود خشک جز به آتش راست ۴

ملک را حسن تدبیر فقیه و تقریر جواب او موافق رای آمد. خلعت و نعمت بخشید و پایهٔ منصب بلند گردانید.
تعداد ابیات: ۴
کانال گوهرین در ایتا
۸۷۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:حکایت ۲ - حکیمی پسران را پند همی‌داد که جانان پدر، هنر آموزید
گوهر بعدی:حکایت ۴ - معلم کُتّابی دیدم در دیار مغرب، ترشرویِ تلخ‌گفتار بدخویِ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.