هوش مصنوعی:
در این متن، شاعر از شب بیداری و رازداری خود و معشوق سخن میگوید. آنها در حالی که دیگران خواب بودند، به عشق نهانی و رازهای پنهان خود مشغول بودند. شاعر از این که دیگران آنها را ندیدند، تعجب نمیکند، زیرا آنها در مخزن اسرار بودند و هدایایی از دریا آوردهاند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۵۳۰ - من و تو دوش شب بیدار بودیم
من و تو دوشْ شبْ بیدار بودیم
همه خُفتند و ما بر کار بودیم ۱
حَریفِ غَمْزه غَمّاز گشتیم
به پیشِ طُرّه طَرّار بودیم ۲
بیا تا ظاهر و پیدا بگوییم
که با عشقِ نَهانی یار بودیم ۳
اگر چه پیش و پس آن جا نگُنجَد
به پیشِ صانِعِ جَبّار بودیم ۴
عَجَب نَبْوَد اگر ما را ندیدند
که ما در مَخْزنِ اسرار بودیم ۵
بیاوردیم دُرها اَرْمَغانی
که یعنی ما به دریابار بودیم ۶
همه خُفتند و ما بر کار بودیم ۱
حَریفِ غَمْزه غَمّاز گشتیم
به پیشِ طُرّه طَرّار بودیم ۲
بیا تا ظاهر و پیدا بگوییم
که با عشقِ نَهانی یار بودیم ۳
اگر چه پیش و پس آن جا نگُنجَد
به پیشِ صانِعِ جَبّار بودیم ۴
عَجَب نَبْوَد اگر ما را ندیدند
که ما در مَخْزنِ اسرار بودیم ۵
بیاوردیم دُرها اَرْمَغانی
که یعنی ما به دریابار بودیم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۲۹ - شب دوشینه ما بیدار بودیم
گوهر بعدی:غزل ۱۵۳۱ - بیا کامروز شه را ما شکاریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.