هوش مصنوعی:
این متن شعری است که مفاهیم قدرت، اراده، عشق و مبارزه را بیان میکند. شاعر از نمادهایی مانند موسی و عصای او، فرعون، و عشق استفاده میکند تا نشان دهد که چگونه انسان میتواند با اراده و عشق بر مشکلات غلبه کند و به اهداف خود برسد. همچنین، متن به مفاهیم پنهان و آشکار، نزدیکی و دوری، و تغییر حالات انسان در شرایط مختلف اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد تا بتوان آنها را به درستی درک کرد.
غزل ۱۵۳۱ - بیا کامروز شه را ما شکاریم
بیا کِامْروزْ شَه را ما شکاریم
سَر خویش و سَرِ عالَم نداریم ۱
بیا کِامْروزْ چون موسیِّ عِمْران
به مَردی گَرد از دریا بَرآریم ۲
همه شب چون عَصا افتاده بودیم
چو روز آمد چو ثُعبانْ بیقَراریم ۳
چو گِردِ سینه خود طوف کردیم
یَدِ بَیضا زِ جَیْبِ جانْ بَرآریم ۴
بِدان قُدرت که ماری شُد عَصایی
به هر شبْ چون عَصا و روزْ ماریم ۵
پِیِ فرعونِ سَرکَش اژدَهاییم
پِیِ موسی عَصا و بُردباریم ۶
به هِمَّت خونِ نِمْرودان بِریزیم
تو این مَنْگَر که چون پَشِّه نِزاریم ۷
بَراَفْزاییم بر شیران و پیلان
اگر چه در کَفِ آن شیر زاریم ۸
اگر چه هَمچو اُشْتُر کَژْ نَهادیم
چو اُشتُر سویِ کعبه راهْواریم ۹
به اِقْبالِ دوروزه دلْ نَبَندیم
که در اِقْبالِ باقی کامکاریم ۱۰
چو خورشید و قَمَر نزدیک و دوریم
چو عشق و دل نَهان و آشکاریم ۱۱
برایِ عشقِ خون آشامِ خونْ خوار
سَگانَش را چو خونْ اَنْدَر تَغاریم ۱۲
چو ماهی وَقتِ خاموشی خَموشیم
به وقتِ گُفت ماهِ بیغُباریم ۱۳
سَر خویش و سَرِ عالَم نداریم ۱
بیا کِامْروزْ چون موسیِّ عِمْران
به مَردی گَرد از دریا بَرآریم ۲
همه شب چون عَصا افتاده بودیم
چو روز آمد چو ثُعبانْ بیقَراریم ۳
چو گِردِ سینه خود طوف کردیم
یَدِ بَیضا زِ جَیْبِ جانْ بَرآریم ۴
بِدان قُدرت که ماری شُد عَصایی
به هر شبْ چون عَصا و روزْ ماریم ۵
پِیِ فرعونِ سَرکَش اژدَهاییم
پِیِ موسی عَصا و بُردباریم ۶
به هِمَّت خونِ نِمْرودان بِریزیم
تو این مَنْگَر که چون پَشِّه نِزاریم ۷
بَراَفْزاییم بر شیران و پیلان
اگر چه در کَفِ آن شیر زاریم ۸
اگر چه هَمچو اُشْتُر کَژْ نَهادیم
چو اُشتُر سویِ کعبه راهْواریم ۹
به اِقْبالِ دوروزه دلْ نَبَندیم
که در اِقْبالِ باقی کامکاریم ۱۰
چو خورشید و قَمَر نزدیک و دوریم
چو عشق و دل نَهان و آشکاریم ۱۱
برایِ عشقِ خون آشامِ خونْ خوار
سَگانَش را چو خونْ اَنْدَر تَغاریم ۱۲
چو ماهی وَقتِ خاموشی خَموشیم
به وقتِ گُفت ماهِ بیغُباریم ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۴۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۳۰ - من و تو دوش شب بیدار بودیم
گوهر بعدی:غزل ۱۵۳۲ - بیا تا عاشقی از سر بگیریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.