هوش مصنوعی: این متن شعری است که به مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی مانند مرگ، زندگی، قدرت و آزادی می‌پردازد. شاعر از مرگ به عنوان عاملی برای زنده‌شدن جهانی سخن می‌گوید و بر قدرت و عظمت انسان تأکید می‌کند. او از اسارت و ضعف انتقاد می‌کند و به انسان‌ها یادآوری می‌کند که باید مانند شیر باشند و از ضعف و ترس دوری کنند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۵۳۳ - بیا امروز ما مهمان میریم

بیا امروزْ ما مهمانِ میریم
بیا تا پیشِ میرِ خود بِمیریم ۱

ز مَرگِ ما جهانی زنده گردد
اَزیرا ما نه قُربانِ حَقیریم ۲

به مُرغی جبرئیلی را بِبَندیم
به جانی ما جهانی را بگیریم ۳

سَبو بِدْهیم و دریایی سِتانیم
چرا ما از چُنین سودی نَفیریم؟ ۴

غُلامِ ماست اَزْرَق پوشِ گَردون
غُلامِ خویشتن را چون اسیریم؟ ۵

چو ما شیریم و شیرِ شیر خوردیم
چرا چون یوز مَفْتونِ پَنیریم؟ ۶

خَمُش کن نیست حاجَت وانِمودن
به پیشِ تیر باشی گر چه تیریم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۵۴۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۳۲ - بیا تا عاشقی از سر بگیریم
گوهر بعدی:غزل ۱۵۳۴ - بیا ما چند کس با هم بسازیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.