هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بیان احساسات عاشقانه و روحانی میپردازد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند و بیامان یاد میکند که انسان را اسیر خود میسازد. او همچنین به تفاوت بین عشق حقیقی و شهوت اشاره میکند و تأکید میکند که عشق واقعی از جنس عقل و جان است. شاعر از جهل و نادانی دیگران نسبت به حال عاشقان شکایت میکند و خود را بیگناه و بیزبان مانند چرخ میداند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق و شهوت نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارند تا به درستی درک شوند.
غزل ۱۵۳۷ - چرا شاید چو ما شه زادگانیم
چرا شاید چو ما شَهْ زادگانیم
که جُز صورت زِ یکدیگر ندانیم؟ ۱
چو مُرغِ خانه تا کِی دانه چینیم؟
چه شُد دریا چو ما مُرغابیانیم؟ ۲
بُرو ای مُرغ خانه تو چه دانی؟
که ما مُرغانْ دَران دریا چه سانیم ۳
مَزَن بر عاشقانِ عشقْ تَشْنیع
تو را چه کاین چُنینیم و چُنانیم ۴
چُنینیم و چُنان و هر چه هستیم
اسیرِ دامِ عشقِ بیاَمانیم ۵
چرا از جَهلْ بر ما میدَوانی؟
نه گَردون را چُنین ما میدَوانیم؟ ۶
عَجَب نَبْوَد اگر ما را بِخایَند
که آتش دیده و پُخته چو نانیم ۷
وَگَر چون گُرگْ ما را میدَرانند
چه چاره؟ چون به حُکْمِ آن شَبانیم ۸
چو چَرخْ اَنْدَر زبانها اوفْتادیم
چو چَرخِ بیگناه و بیزَبانیم ۹
حَریفِ کَهْرُباییم اَرْ چو کاهیم
نه در زندانْ چو کاهِ کاهْدانیم ۱۰
نَتانَد باد کاهِ ما رُبودن
که ما زان کَهْرُبا اَنْدَر اَمانیم ۱۱
تو را باد و دَمِ شَهوت رُبایَد
نه ما که کَهْرُبایِ عقل و جانیم ۱۲
خَمُش کُن کاه و کوه و کَهْرُبا چیست؟
که آنْچ از فَهمْ بیرون است آنیم ۱۳
که جُز صورت زِ یکدیگر ندانیم؟ ۱
چو مُرغِ خانه تا کِی دانه چینیم؟
چه شُد دریا چو ما مُرغابیانیم؟ ۲
بُرو ای مُرغ خانه تو چه دانی؟
که ما مُرغانْ دَران دریا چه سانیم ۳
مَزَن بر عاشقانِ عشقْ تَشْنیع
تو را چه کاین چُنینیم و چُنانیم ۴
چُنینیم و چُنان و هر چه هستیم
اسیرِ دامِ عشقِ بیاَمانیم ۵
چرا از جَهلْ بر ما میدَوانی؟
نه گَردون را چُنین ما میدَوانیم؟ ۶
عَجَب نَبْوَد اگر ما را بِخایَند
که آتش دیده و پُخته چو نانیم ۷
وَگَر چون گُرگْ ما را میدَرانند
چه چاره؟ چون به حُکْمِ آن شَبانیم ۸
چو چَرخْ اَنْدَر زبانها اوفْتادیم
چو چَرخِ بیگناه و بیزَبانیم ۹
حَریفِ کَهْرُباییم اَرْ چو کاهیم
نه در زندانْ چو کاهِ کاهْدانیم ۱۰
نَتانَد باد کاهِ ما رُبودن
که ما زان کَهْرُبا اَنْدَر اَمانیم ۱۱
تو را باد و دَمِ شَهوت رُبایَد
نه ما که کَهْرُبایِ عقل و جانیم ۱۲
خَمُش کُن کاه و کوه و کَهْرُبا چیست؟
که آنْچ از فَهمْ بیرون است آنیم ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۵۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۳۶ - میان ما درآ ما عاشقانیم
گوهر بعدی:غزل ۱۵۳۸ - بران بودم که فرهنگی بجویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.