هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به بیان احساسات عاشقانه و عارفانه خود میپردازد. او از معشوق خود میخواهد که به او نگاه کند و از او دور نشود. شاعر خود را جویندهتر از معشوق میداند و از درد فراق و جستجوی معشوق سخن میگوید. او از عشق به عنوان ترازویی یاد میکند که او را سنجیده و از بیقراری خود در جستجوی معشوق میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی بیشتری دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۵۳۹ - مگردان روی خود ای دیده رویم
مَگَردان رویِ خود ای دیده رویَم
به من بِنْگَر که تا از تو بِرویَم ۱
سَبویِ جسمم از چَشمهات پُرآب است
مَکُن ای سَنگ دل مَشْکَن سَبویَم ۲
تو جویاییّ و من جویان تَر از تو
کِه داند تو چه جویی من چه جویَم؟ ۳
همین دانَم که از بویِ گُلِ تو
مِثالِ گُل قَبا در خونْ بِشویَم ۴
مَنَم ضَرّاب و عشقَت چون تَرازو
ازین خاموشِ گویا چند گویم ۵
زِهی مُشکل که تو خود سو نداری
وَ من در جُستنِ تو سو به سویَم ۶
تو اَنْدَر هیچ کویی دَرنگُنجی
وَ من اَنْدَر پِیِ تو کو به کویَم ۷
به من بِنْگَر که تا از تو بِرویَم ۱
سَبویِ جسمم از چَشمهات پُرآب است
مَکُن ای سَنگ دل مَشْکَن سَبویَم ۲
تو جویاییّ و من جویان تَر از تو
کِه داند تو چه جویی من چه جویَم؟ ۳
همین دانَم که از بویِ گُلِ تو
مِثالِ گُل قَبا در خونْ بِشویَم ۴
مَنَم ضَرّاب و عشقَت چون تَرازو
ازین خاموشِ گویا چند گویم ۵
زِهی مُشکل که تو خود سو نداری
وَ من در جُستنِ تو سو به سویَم ۶
تو اَنْدَر هیچ کویی دَرنگُنجی
وَ من اَنْدَر پِیِ تو کو به کویَم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۳۸ - بران بودم که فرهنگی بجویم
گوهر بعدی:غزل ۱۵۴۰ - بیا با هم سخن از جان بگوییم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.