هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل دهلوی، با زبانی نمادین و پر از تصاویر شاعرانه، به موضوعاتی مانند ناپایداری دنیا، رنجهای انسانی، وابستگیهای مادی، و بیاعتباری شهرت و اقبال میپردازد. شاعر با نگاهی فلسفی و عارفانه، از رنجهای بشر و اسارت او در چرخهی دنیوی سخن میگوید و بر بیثباتی زندگی تأکید دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از مفاهیم انتزاعی و نمادین موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
غزل ۶۲۹ - نقاش ازل تا کمر مو کمران بست
نقاش ازل تا کمر مو کمران بست
تصویر میانت به همان موی میان بست ۱
از غیرت نازست که آن حسن جهانتاب
واگرد نقاب ازرخ و برچشم جهان بست ۲
شهرتطلبان! غرهٔ اقبال مباشید
سرهاست در اینجا که بلندی به سنان بست ۳
سامان کمال آن همه بر خویش مچینید
انبوهی هر جنسکه دیدیم دکان بست ۴
منسوب کجان معتمد امن نشاید
زآن تیر بیندیشکه خود را بهکمان بست ۵
ترک طلب روزی از آدم چه خیال است
گندم نتوانست لب از حسرت نان بست ۶
مردیم وزتشویش تعلق نگسستیم
بر آدم بیچاره که افسار خران بست؟ ۷
چون سبحه جهانیبه نفسکلفت دل چید
هرجاگرهی بود براین رشته میان بست ۸
هر موج در این بحر هوسگاه حبابیست
پنسان همهکس دل به جهانگذران بست ۹
کس محرم فریاد نفسسوختگان نیست
شمع از چه درین بزم به هر عضو زبان بست ۱۰
عمریست ز هر کوچه بلند است غبارم
بیداد نگاه که بر این سرمه فغان بست ۱۱
بیدل همه تن عبرتم از کلفت هستی
جز چشم ز تصویر غبارم نتوان بست ۱۲
تصویر میانت به همان موی میان بست ۱
از غیرت نازست که آن حسن جهانتاب
واگرد نقاب ازرخ و برچشم جهان بست ۲
شهرتطلبان! غرهٔ اقبال مباشید
سرهاست در اینجا که بلندی به سنان بست ۳
سامان کمال آن همه بر خویش مچینید
انبوهی هر جنسکه دیدیم دکان بست ۴
منسوب کجان معتمد امن نشاید
زآن تیر بیندیشکه خود را بهکمان بست ۵
ترک طلب روزی از آدم چه خیال است
گندم نتوانست لب از حسرت نان بست ۶
مردیم وزتشویش تعلق نگسستیم
بر آدم بیچاره که افسار خران بست؟ ۷
چون سبحه جهانیبه نفسکلفت دل چید
هرجاگرهی بود براین رشته میان بست ۸
هر موج در این بحر هوسگاه حبابیست
پنسان همهکس دل به جهانگذران بست ۹
کس محرم فریاد نفسسوختگان نیست
شمع از چه درین بزم به هر عضو زبان بست ۱۰
عمریست ز هر کوچه بلند است غبارم
بیداد نگاه که بر این سرمه فغان بست ۱۱
بیدل همه تن عبرتم از کلفت هستی
جز چشم ز تصویر غبارم نتوان بست ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۴۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۲۸ - برکمرتا بهله آنترک نزاکت مست بست
گوهر بعدی:غزل ۶۳۰ - همت چه برفرازد از شرم فقر ما دست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.