هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل دهلوی، با زبان عرفانی و فلسفی، به موضوعاتی مانند گذر زمان، ناکامیهای انسانی، عشق و رنجهای وجودی میپردازد. شاعر با تصاویر شاعرانه و استعارههای عمیق، از ناتوانی انسان در رسیدن به آرزوها، فرصتهای از دست رفته و دشواری رهایی از دغدغههای دنیوی سخن میگوید.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی سنگین، آن را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد.
غزل ۸۳۶ - تا عرقناک از چمن آن شوخ بیپرواگذشت
تا عرقناک از چمن آن شوخ بیپرواگذشت
موج خجلت سرو را چون قمری از بالاگذشت ۱
وای بر حال کمند نالههای نارسا
کان تغافل پیشه از معراج استغناگذشت ۲
ما به چندینکاروان حسرتکمین رهبریم
شمع در شبگیر دود دل عجب تنهاگذشت ۳
محو دل شوتا توانی رستن از آفات دهر
موج بیوصلگهر نتواند از دریاگذشت ۴
بستهایاحرام صد عقبا امل اما چه سود
فرصت نگذشتهات پیش ازگذشتنهاگذشت ۵
بینشانی در نشان پر میزند هشیار باش
گر همه عنقا شوی نتوانی از دنیاگذشت ۶
آبله مخموری واماندگیهایم نخواست
زین بیابان لغزشم آخر قدح پیماگذشت ۷
گر برون آیم ز فکر دل اسیر دیدهام
عمر من چون می به بند ساغر و میناگذشت ۸
بر غنا زد احتیاج خست ابنای دهر
تنگدستی در عزیزان ماند لیک از ماگذشت ۹
عافیتها بسکه بود آن سوی پرواز امل
کرد استقبال امروزیکه از فرداگذشت ۱۰
گرزدنیا بگذری تشویش عقبا حایل است
تا ز خود نگذشتهای میبایدت صد جاگذشت ۱۱
بیدل از رنگ شکست شیشهای خندیده است
کز غبارش ناله نتواند به سعیپاگذشت ۱۲
موج خجلت سرو را چون قمری از بالاگذشت ۱
وای بر حال کمند نالههای نارسا
کان تغافل پیشه از معراج استغناگذشت ۲
ما به چندینکاروان حسرتکمین رهبریم
شمع در شبگیر دود دل عجب تنهاگذشت ۳
محو دل شوتا توانی رستن از آفات دهر
موج بیوصلگهر نتواند از دریاگذشت ۴
بستهایاحرام صد عقبا امل اما چه سود
فرصت نگذشتهات پیش ازگذشتنهاگذشت ۵
بینشانی در نشان پر میزند هشیار باش
گر همه عنقا شوی نتوانی از دنیاگذشت ۶
آبله مخموری واماندگیهایم نخواست
زین بیابان لغزشم آخر قدح پیماگذشت ۷
گر برون آیم ز فکر دل اسیر دیدهام
عمر من چون می به بند ساغر و میناگذشت ۸
بر غنا زد احتیاج خست ابنای دهر
تنگدستی در عزیزان ماند لیک از ماگذشت ۹
عافیتها بسکه بود آن سوی پرواز امل
کرد استقبال امروزیکه از فرداگذشت ۱۰
گرزدنیا بگذری تشویش عقبا حایل است
تا ز خود نگذشتهای میبایدت صد جاگذشت ۱۱
بیدل از رنگ شکست شیشهای خندیده است
کز غبارش ناله نتواند به سعیپاگذشت ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۴۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۳۵ - همت من از نشان جاه چون ناوک گذشت
گوهر بعدی:غزل ۸۳۷ - در طلبت شب چه جنونهاگذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.