هوش مصنوعی:
این متن بیانگر احساسات عمیق و عرفانی است که در آن شاعر از گمشدگی در روزگار و یافتن راه به سوی معشوق سخن میگوید. او از فنا شدن در عشق و بیاعتنایی به مرگ و دنیا صحبت میکند و نشان میدهد که عشق و فداکاری برای معشوق، ارزش از دست دادن جان را دارد.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، موضوعاتی مانند مرگ و فداکاری ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامناسب باشد.
غزل ۱۵۷۲ - گر گم شدگان روزگاریم
گَر گُم شُدگان روزگاریم
رَهْ یافتگانِ کویِ یاریم ۱
گُم گردد روزگارْ چون ما
گَر آتشِ دل بَرو گُماریم ۲
نی سَر مانَد نه عقلْ او را
گَر ما سَرِ فِتْنه را بِخاریم ۳
این مرگ که خَلْق لُقمه اوست
یک لُقمه کنیم و غَم نداریم ۴
تو غَرقه وامِ این قِماری
ما وام گُزارِ این قِماریم ۵
جانی ماندهست رَهْنِ این وام
جان را بِدَهیم و بَرگُزاریم ۶
رَهْ یافتگانِ کویِ یاریم ۱
گُم گردد روزگارْ چون ما
گَر آتشِ دل بَرو گُماریم ۲
نی سَر مانَد نه عقلْ او را
گَر ما سَرِ فِتْنه را بِخاریم ۳
این مرگ که خَلْق لُقمه اوست
یک لُقمه کنیم و غَم نداریم ۴
تو غَرقه وامِ این قِماری
ما وام گُزارِ این قِماریم ۵
جانی ماندهست رَهْنِ این وام
جان را بِدَهیم و بَرگُزاریم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۷۱ - در عشق قدیم سال خوردیم
گوهر بعدی:غزل ۱۵۷۳ - ما عاشق و بیدل و فقیریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.