هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه، با زبانی پر از تصاویر شاعرانه و استعاره‌های زیبا، به توصیف حالات عاشقانه و دل‌باختگی شاعر می‌پردازد. شاعر از دیدن معشوق با تکلف و حیا، بی‌صدا بودن خود، و حالات مختلف عشق و نومیدی سخن می‌گوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند بی‌خودی و حسرت دارد.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و تصاویر شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارند تا به طور کامل درک شوند.

غزل ۸۷۱ - باز با طرزتکلف آشنا می‌بینمت

باز با طرزتکلف آشنا می‌بینمت
جام در دست ز عرقهای حیا می‌بینمت ۱

سرمه درکار زبان‌کردی ز مژگان شرم دار
چند روزی شدکه من پر بیصدا می‌بینمت ۲

اینقدر دام تأمل خاکساریهای کیست
بیشتر میل نگه درپیش پا می‌بینمت ۳

خون مشتاقان قدح‌پیمای نومیدی مباد
گردشی در ساغررنگ حنا می‌بینمت ۴

همچو مژگان‌طور نازت یک‌قلم برگشته‌است
بی‌بلایی نیستی هرچند وامی‌بینمت ۵

اشکها را بر سر مژگان چه‌فرصت چیدن‌است
یک نفس بنشین دمی دیگرکجا می‌بینمت ۶

شمع را بی‌شعله سامان نظر پیداست چیست
کور می‌گردم دمی‌کز خود جدا می‌بینمت ۷

رفته‌ام از خویش و حسرت دیده‌بان بیخودیست
هرکجا باشم همان رو بر قفا می‌بینمت ۸

بیدل اشغال خطا را مایهٔ دانش مگیر
صرف لغزش چون قلم سرتا به‌پا می‌بینمت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۷۰ - آمدم تا صد چمن بر جلوه‌نازان بینمت
گوهر بعدی:غزل ۸۷۲ - ای پر فشان چون بوی‌گل بیرنگی از پیراهنت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.