هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از بیدل دهلوی، به مفاهیمی مانند جنون عشق، حیرت وجودی، جستجوی معنوی و ناتوانی در درک حقایق عالم پرداخته است. شاعر با تصاویر شاعرانه و استعارههای پیچیده، از دوگانگیهای وجود انسان، ناپایداری دنیا و رمز و رازهای هستی سخن میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم انتزاعی، زبان پیچیده و استعارههای عمیق این شعر برای درک و تجربهی مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. این متن更适合 افرادی که با مفاهیم عرفانی و فلسفی آشنایی مقدماتی دارند.
غزل ۸۷۴ - زهی هنگامهٔ امکان، جنونساز غریبانت
زهی هنگامهٔ امکان، جنونساز غریبانت
زمین و آسمان یک چاک دامن تا گریبانت ۱
کتاب معرفت سطری ز درس فهم مجهولت
دو عالم آگهی تعبیری از خواب پریشانت ۲
کدامین راه و کو منزل، کجا میتازی ای غافل
به فکر دشت و در مُردی و در جیب است میدانت ۳
به انداز تغافل تا به کی خواهی جنون کردن
غبار انگیخت از عالم به پای خفته جولانت ۴
به پیش پا نمیبینی چه افسون است تحقیقت
زبان خود نمیفهمی چه نیرنگ است عرفانت ۵
نهغیری خواندهافسونت نه لیلیکرده مجنونت
همان شوق تو مفتونت همان چشم تو حیرانت ۶
پی تحقیقگردی میکنی از دور و بیتابی
ندانم اینقدر بر خود که افشاندهست دامانت ۷
شهادت تا رموز غیب پر بی پرده بود اینجا
اگر میگشتی آگاه از گشاد و بست مژگانت ۸
جهانی نقش بستی لیک ننمودی بهکس بیدل
به اینحیرت چه مکتوبی که نتوان خواند عنوانت ۹
زمین و آسمان یک چاک دامن تا گریبانت ۱
کتاب معرفت سطری ز درس فهم مجهولت
دو عالم آگهی تعبیری از خواب پریشانت ۲
کدامین راه و کو منزل، کجا میتازی ای غافل
به فکر دشت و در مُردی و در جیب است میدانت ۳
به انداز تغافل تا به کی خواهی جنون کردن
غبار انگیخت از عالم به پای خفته جولانت ۴
به پیش پا نمیبینی چه افسون است تحقیقت
زبان خود نمیفهمی چه نیرنگ است عرفانت ۵
نهغیری خواندهافسونت نه لیلیکرده مجنونت
همان شوق تو مفتونت همان چشم تو حیرانت ۶
پی تحقیقگردی میکنی از دور و بیتابی
ندانم اینقدر بر خود که افشاندهست دامانت ۷
شهادت تا رموز غیب پر بی پرده بود اینجا
اگر میگشتی آگاه از گشاد و بست مژگانت ۸
جهانی نقش بستی لیک ننمودی بهکس بیدل
به اینحیرت چه مکتوبی که نتوان خواند عنوانت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۷۳ - جهان در سرمه خوابید از خیال چشم فتانت
گوهر بعدی:غزل ۸۷۵ - نسزد به وضع فسردگی ز بهار دل مژه بستنت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.