هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی و عاشقانه بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق یا ذات الهی است. شاعر از عشق، فروتنی، وابستگی روحی و ناتوانی در جدایی سخن میگوید و از مفاهیمی مانند فداکاری، عجز در برابر کبریایی معشوق، و بینیازی از بهشت در برابر وصال او استفاده میکند.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۸۷۸ - همهکس کشیده محمل به جناب کبریایت
همهکس کشیده محمل به جناب کبریایت
من و خجلت سجودیکه نریختگل به پایت ۱
نه به خاک دربسودم نه به سنگش آزمودم
بهکجا برم سری راکه نکردهام فدایت ۲
نشود خمار شبنم می جام انفعالم
چو سحر چه مغز چیند سر خالی از هوایت ۳
طرب بهار امکان به چه حسرتم فریبد
به بر خیال دارم گل رنگی از قبایت ۴
هوس دماغ شاهی چه خیال دارد اینجا
به فلک فرو نیاید سرکاسهٔ گدایت ۵
به بهار نکته سازم ز بهشت بینیازم
چمنآفرین نازم به تصور لقایت ۶
نتوان کشید دامن ز غبار مستمندان
بخرام و نازها کن سر ما و نقش پایت ۷
نفس از تو صبح خرمن نگه از تو گل به دامن
تویی آنکه در بر من تهی از من است جایت ۸
ز وصال بیحضورم به پیام ناصبورم
چقدر ز خویش دورم که به من رسد صدایت ۹
نفس هوسخیالان به هزار نغمه صرف است
سر دردسر ندارم من بیدل و دعایت ۱۰
من و خجلت سجودیکه نریختگل به پایت ۱
نه به خاک دربسودم نه به سنگش آزمودم
بهکجا برم سری راکه نکردهام فدایت ۲
نشود خمار شبنم می جام انفعالم
چو سحر چه مغز چیند سر خالی از هوایت ۳
طرب بهار امکان به چه حسرتم فریبد
به بر خیال دارم گل رنگی از قبایت ۴
هوس دماغ شاهی چه خیال دارد اینجا
به فلک فرو نیاید سرکاسهٔ گدایت ۵
به بهار نکته سازم ز بهشت بینیازم
چمنآفرین نازم به تصور لقایت ۶
نتوان کشید دامن ز غبار مستمندان
بخرام و نازها کن سر ما و نقش پایت ۷
نفس از تو صبح خرمن نگه از تو گل به دامن
تویی آنکه در بر من تهی از من است جایت ۸
ز وصال بیحضورم به پیام ناصبورم
چقدر ز خویش دورم که به من رسد صدایت ۹
نفس هوسخیالان به هزار نغمه صرف است
سر دردسر ندارم من بیدل و دعایت ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۱۶۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۷۷ - بیا ای جام و مینای طرب نقشکف پایت
گوهر بعدی:غزل ۸۷۹ - زهی چمن ساز صبح فطرت، تبسم لعل مهرجویت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.