هوش مصنوعی:
این شعر به مفاهیمی مانند انتظار، فرصتهای از دست رفته، پوچی جهان، عشق و رنجهای عاشقانه میپردازد. شاعر از بیثباتی زندگی، ناامیدی و گذرا بودن لحظات سخن میگوید و با استفاده از استعارههایی مانند شمع، بلبل و فرهاد، احساسات عمیق خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و پوچی نیاز به بلوغ فکری دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۸۹۵ - ماییم و خاک و وعده گه انتظار و هیچ
ماییم و خاک و وعده گه انتظار و هیچ
تا فرصتی نمانده شود آشکار و هیچ ۱
خمیازه ساغریم در این انجمن چو صبح
عمریست میکشیم و بال و خمار و هیچ ۲
آیینهدار فرصت نظارهای که نیست
بودهست چون شرر به عدم یک دچار و هیچ ۳
عالم تأملیست ز رمز دهان یار
پنهان وگفتگوی عدم آشکار و هیچ ۴
هنگامهٔ نشاط مکرر که دیده است
بلبل تو ناله کن به امید بهار و هیچ ۵
دیگر صدای تیشهٔ فرهاد برنخاست
اینکوهسار داشت همان یک شرار و هیچ ۶
ای صفر اعتبار خیال جهان پوچ
شرمی ز خود شماری چندین هزار و هیچ ۷
چندین غرور پیشکش امتحان تست
گر مردی احتراز نما اختیار و هیچ ۸
گفتم چو شمع سوختنم را علاج چیست
دل گفت داغ یاس غنیمت شمار و هیچ ۹
باید کشید یک دو دم از شاهد هوس
چون احتلام خجلت بوس وکنار و هیچ ۱۰
بیدل نیاز و ناز جهان غنا و فقر
دارد همین قدر که تو داری به کار و هیچ ۱۱
تا فرصتی نمانده شود آشکار و هیچ ۱
خمیازه ساغریم در این انجمن چو صبح
عمریست میکشیم و بال و خمار و هیچ ۲
آیینهدار فرصت نظارهای که نیست
بودهست چون شرر به عدم یک دچار و هیچ ۳
عالم تأملیست ز رمز دهان یار
پنهان وگفتگوی عدم آشکار و هیچ ۴
هنگامهٔ نشاط مکرر که دیده است
بلبل تو ناله کن به امید بهار و هیچ ۵
دیگر صدای تیشهٔ فرهاد برنخاست
اینکوهسار داشت همان یک شرار و هیچ ۶
ای صفر اعتبار خیال جهان پوچ
شرمی ز خود شماری چندین هزار و هیچ ۷
چندین غرور پیشکش امتحان تست
گر مردی احتراز نما اختیار و هیچ ۸
گفتم چو شمع سوختنم را علاج چیست
دل گفت داغ یاس غنیمت شمار و هیچ ۹
باید کشید یک دو دم از شاهد هوس
چون احتلام خجلت بوس وکنار و هیچ ۱۰
بیدل نیاز و ناز جهان غنا و فقر
دارد همین قدر که تو داری به کار و هیچ ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۹۴ - عنقا سر و برگیم مپرس از فقرا هیچ
گوهر بعدی:غزل ۸۹۶ - انجم چو تکمه ریخت ز بند نقاب صبح
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.