هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، به مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی مانند نیستی، عدم، وهم، و حقیقت وجودی انسان می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه و استعاره‌های پیچیده، به بیان ناچیز بودن انسان در مقابل عظمت هستی و خداوند می‌پردازد. او از مفاهیمی مانند فقر، افسانه، عدم، و حباب برای نشان دادن بی‌ثباتی و بی‌اهمیتی دنیوی استفاده می‌کند.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان شعری سنگین ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا خسته‌کننده باشد.

غزل ۸۹۴ - عنقا سر و برگیم مپرس از فقرا هیچ

عنقا سر و برگیم مپرس از فقرا هیچ
عالم همه افسانهٔ ما دارد و ما هیچ ۱

زبر و بم وهم است چه‌ گفتن چه شنیدن
توفان صداییم در این ساز و صدا هیچ ۲

سرتاسر آفاق یک آغوش عدم داشت
جز هیچ نگنجید دراین تنگ فضا هیچ ۳

زین‌کسوت عبرت‌ که معمای حباب است
آخرنگشودیم بجزبند قبا هیچ ۴

دی قطرهٔ من در طلب بحر جنون کرد
گفتند بر این مایه برو پوچ و بیا هیچ ۵

ما را چه خیال است به آن جلوه رسیدن
اوهستی و ما نیستی او جمله وما هیچ ۶

یارب به چه سرمایه‌ کشم دامن نازش
دستم‌که ندارد به صدا امید دعا هیچ ۷

چون صفر نه با نقطه‌ام ایماست نه با خط
ناموس حساب عدمم در همه جا هیچ ۸

موهومی من چون دهنش نام ندارد
گر ازتو بپرسند بگو نام خدا هیچ ۹

آبم ز خجالت چه غرور و چه تعین
بیدل مطلب جز عرق از شخص حیا هیچ ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۱۲۲۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۹۳ - جان هیچ وجسد هیچ ونفس هیچ وبقا هیچ
گوهر بعدی:غزل ۸۹۵ - ماییم و خاک و وعده گه انتظار و هیچ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.