هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، شاعر بزرگ پارسی‌گوی، بیانگر اندوه و ناامیدی عاشقانه و فلسفی است. شاعر از فراموشی، اسارت دل، نومیدی و رنج‌های عشق سخن می‌گوید و از خداوند می‌خواهد که این دردها از بین نروند. همچنین، او به مفاهیمی مانند آزادی، عشق، وفاداری و فلسفهٔ وجودی انسان می‌پردازد.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند نومیدی و رنج‌های عشق ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

غزل ۹۱۳ - یأس‌فرسای تغافل دل ناشاد مباد

یأس‌فرسای تغافل دل ناشاد مباد
بیدلانیم فراموشی ما یاد مباد ۱

عیش ما غیرگرفتاری دل چیزی نیست
یارب این صید ز دام و قفس آزاد مباد ۲

پرگشودن ز اسیران محبت ستم است
ذوق آزادی ما خجلت صیاد مباد ۳

عاشق از جان‌کنی حکم وفا غافل نیست
نقش شیرین به سر تربت فرهاد مباد ۴

همه عنقا به قفس در طلب عنقاییم
آدمی بیخبر از فهم پریزاد مباد ۵

صور در پردهٔ نومیدی دل خوابیده است
یارب این فتنه نوا قابل فریاد مباد ۶

در عدم بیخبر از خویش فراغی داریم
صلح ما متهم نسبت اضداد مباد ۷

نفس افشاگر راز دو جهان نومیدی‌ست
خاک این باد به جز در دهن باد مباد ۸

های و هویی‌که نواسنج خرابات دل است
سر به هم کوفتن سبحهٔ زهاد مباد ۹

صبح وشام‌، ازنفس سرد، غرض جویی چند
باد بادی‌ست به عالم ‌که چنین باد مباد ۱۰

حیف همت‌ که‌ کسی چشم به عبرت دوزد
انتخاب دو جهان زحمت این صاد مباد ۱۱

شبخون خط پرگار به مرکز مبرید
هرچه جز دل به عمارت رسد آباد مباد ۱۲

حادثات آن همه تشویش ندارد بیدل
صبر زحمتکش اندیشهٔ بیداد مباد ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۱۲ - گر شور مستی‌ام کند اندیشه گردباد
گوهر بعدی:غزل ۹۱۴ - گر بی‌تو نگه را به تماشا هوس افتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.