هوش مصنوعی: این متن شعری است که از غم و اندوه عمیق، ناامیدی، و دشواری‌های زندگی سخن می‌گوید. شاعر از دردهای عاطفی، بی‌قراری، و ناتوانی در یافتن آرامش می‌نالد و از مفاهیمی مانند تب و تاب زندگی، اضطراب، و ناپایداری عمر یاد می‌کند. همچنین، اشاراتی به عشق، طبیعت، و مفاهیم عرفانی دارد.
رده سنی: 18+ متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و اضطراب ممکن است برای خوانندگان جوان سنگین باشد.

غزل ۹۱۷ - سیل غمی‌ که داد جهان خراب داد

سیل غمی‌ که داد جهان خراب داد
خاکم به باد داد به رنگی ‌که آب داد ۱

راحت درین بساط جنون‌خیز مشکلست
مخمل اگر شوی نتوان تن به خواب داد ۲

یارب چه مشربم‌ که درین شعله انجمن
گردون می‌ام به ساغر اشک باب داد ۳

اینست اگر شمار تب و تاب زندگی
امروز می‌توان به قیامت حساب داد ۴

بر موج آفتی‌ که امید کنار نیست
تدبیر رخت اینقدرم اضطراب داد ۵

سستی چه ممکن است رود از بنای عمر
نتوان به هپچ پیچ و خم این رشته تاب داد ۶

وقت ترحم است‌کنون ای نسیم صبح
کان شوخ اختیار به دست نقاب داد ۷

صد نوبهار خون شد و یک غنچه رنگ بست
تا بوسه رخش ناز ترا بر رکاب داد ۸

یارب چه سحر کرد خط عنبرین یار
کزجوی شب به مزرع خورشید آب داد ۹

تا می به لعل او رسد از خویش رفته است
شبنم نمی‌توان به کف آفتاب داد ۱۰

انجام کار باده ‌کشان جز خمار نیست
خمیازه‌های جام می‌ام این شراب داد ۱۱

‌ببدل سوال چشم بتان را طرف مشو
یعنی که سرمه ناشده باید جواب داد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۱۶ - حسنی که یادش آینهٔ حیرت آب داد
گوهر بعدی:غزل ۹۱۸ - شب‌که باد جلوه‌ات چشم خیالم آب داد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.