هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، بیانگر اندوه و ناامیدی شاعر از گذر عمر، ناتوانی در کنترل سرنوشت، و غرق شدن در اوهام و جنون است. شاعر از عجز خود در برابر تقدیر و ناتوانی در یافتن نشانه‌ای از معشوق سخن می‌گوید. او به آیینه‌ی هستی اشاره می‌کند که مانند حباب، ناپایدار است و نگاهش به مژه‌های دامن‌فشان معشوق، نشانه‌ای از استغناست. در نهایت، شاعر از رسیدن قاصد خبر می‌دهد اما هوش او از این خبر بی‌خبر است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر، همراه با بیان پیچیده و استفاده از استعاره‌های سنگین، برای درک و تجربه‌ی کامل، به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. نوجوانان زیر 16 سال ممکن است در درک کامل این مفاهیم با مشکل مواجه شوند.

غزل ۹۲۳ - گذشت عمر و دل از حرص سر نمی‌تابد

گذشت عمر و دل از حرص سر نمی‌تابد
کسی عنانم از این راه بر نمی‌تابد ۱

درای محمل فرصت خروش صور گرفت
هنوز گوش من بی خبر نمی‌تابد ۲

جهان ز مغز خرد پنبه‌زار اوهام است
چه سود برق جنون یک شرر نمی‌تابد ۳

غبار عجز من و دامن خط تسلیم
ز پا فتادگی از جاده سر نمی‌تابد ۴

نگاهم از کمر یار فرق نتوان کرد
کسی دو رشته بهم اینقدر نمی‌تابد ۵

نشان من مگر از بی‌نشان توانی یافت
و گرنه هستی عاشق اثر نمی‌تابد ۶

نمی‌توان زکف خاک من غبار انگیخت
جبین عجز به جز سجده بر نمی‌تابد ۷

نزاکتی‌ست در آیینه خانهٔ هستی
که چون حباب هوای نظر نمی‌تابد ۸

نگاه بر مژه دامن‌فشان استغناست
دماغ وحشت من بال و پر نمی‌تابد ۹

خروش دهر بلند است بر تغافل زن
که این فسانه به جز گوش کر نمی‌تابد ۱۰

شبی به روز رساندن‌ کمال فرصت ماست
چو شمع کوکب ما تا سحر نمی‌تابد ۱۱

ز خویش می‌روم اینک تو هم بیا بیدل
که قاصد آمد و هوشم خبر نمی‌تابد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۲۲ - چو ناله گرد نمودم اثر نمی‌تابد
گوهر بعدی:غزل ۹۲۴ - چنین‌کزتاب می‌گلبرک حسنت شعله رنگ افتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.