هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، با استفاده از تصاویر شاعرانه و استعارههای عمیق، به بیان احساسات شاعر نسبت به معشوق و هستی میپردازد. شاعر از درد فراق، امید به وصال، و عظمت آفرینش سخن میگوید و با نگاهی عارفانه، به ارتباط انسان با جهان و معبود اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن از لحاظ ادبی و معنایی پیچیده است و درک کامل آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم عرفانی و شاعرانه دارد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
غزل ۹۶۰ - به یادتگردش رنگم به هرجا بار میبندد
به یادتگردش رنگم به هرجا بار میبندد
ز موج گل زمین تا آسمان زنار میبندد ۱
چسان خاموش باشم بیتوکز درد تمنایت
تپش بر جوهر آیینه موسیقار میبندد ۲
سجودی میبرم چون سایه کلک آفرینش را
که سرتاپای من یک جبههٔ هموار میبندد ۳
گرفتم تاب آغوشت ندارم، گردش چشمی
تمنا نقش امیدی به این پرگار میبندد ۴
بقدرگردش رنگ آسیای نوبت است اینجا
دو روزی خون ما هم گل به دست یار میبندد ۵
به این تمکین شیرین هرکجا از ناز برخیزی
گره در نیشکر پیش قدت زنّار میبندد ۶
ییام عافیت خواهی ز امید نفس بگسل
ندامت نغمهساز عبرتی کاین تار می بندد ۷
به ناموس حیا باید عرق در جبهه دزدیدن
ز شبنم گلشن ما رخنه بر دیوار میبندد ۸
نمیباشد حریف حسن تحقیق از حیا غافل
شکوه برق این وادی مژه ناچار میبندد ۹
گر از رینی بیداد نازت شکوه پردازم
شکست دل پر طاووس بر منقار میبندد ۱۰
بهاینشوقیکهمنچونگلبهپیراهن نمیگنجم
سر گرد سرت گردیدنم دستار میبندد ۱۱
ز ننگ ابتذالم آب خواهد ساختن بیدل
تعلق نقش مضمونی که دل بسیار میبندد ۱۲
ز موج گل زمین تا آسمان زنار میبندد ۱
چسان خاموش باشم بیتوکز درد تمنایت
تپش بر جوهر آیینه موسیقار میبندد ۲
سجودی میبرم چون سایه کلک آفرینش را
که سرتاپای من یک جبههٔ هموار میبندد ۳
گرفتم تاب آغوشت ندارم، گردش چشمی
تمنا نقش امیدی به این پرگار میبندد ۴
بقدرگردش رنگ آسیای نوبت است اینجا
دو روزی خون ما هم گل به دست یار میبندد ۵
به این تمکین شیرین هرکجا از ناز برخیزی
گره در نیشکر پیش قدت زنّار میبندد ۶
ییام عافیت خواهی ز امید نفس بگسل
ندامت نغمهساز عبرتی کاین تار می بندد ۷
به ناموس حیا باید عرق در جبهه دزدیدن
ز شبنم گلشن ما رخنه بر دیوار میبندد ۸
نمیباشد حریف حسن تحقیق از حیا غافل
شکوه برق این وادی مژه ناچار میبندد ۹
گر از رینی بیداد نازت شکوه پردازم
شکست دل پر طاووس بر منقار میبندد ۱۰
بهاینشوقیکهمنچونگلبهپیراهن نمیگنجم
سر گرد سرت گردیدنم دستار میبندد ۱۱
ز ننگ ابتذالم آب خواهد ساختن بیدل
تعلق نقش مضمونی که دل بسیار میبندد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۴۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۵۹ - باز بیتابیام احرام چه در میبندد
گوهر بعدی:غزل ۹۶۱ - قضا تا نقش بنیاد من بیکار میبندد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.