هوش مصنوعی: این شعر عرفانی و عاشقانه از بیدل دهلوی، با استفاده از تصاویر و استعاره‌های پیچیده، به بیان حالات روحی و عرفانی شاعر می‌پردازد. موضوعاتی مانند عشق، رنج، حیرت، و جستجوی معنوی در آن مطرح شده‌اند. شاعر از عناصری مانند آیینه، شمع، و نقش برای بیان مفاهیم عمیق استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و زبانی پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از استعاره‌ها و تصاویر به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند تا به درستی درک شوند.

غزل ۹۶۱ - قضا تا نقش بنیاد من بیکار می‌بندد

قضا تا نقش بنیاد من بیکار می‌بندد
حنا می‌آرد و در پنجهٔ معمار می‌بندد ۱

ز چاک سینه بی‌روی تو هرجا می‌کشم آهی
سحر شور قیامت بر سرم دستار می‌بندد ۲

مگر شرم خیالت نقش بر آبی تواند زد
سراپایم عرق آیینهٔ دیدار می‌بندد ۳

بساط عبرت این انجمن آیینه‌ای دارد
که تا مژگان بهم آورده‌ای زنگار می‌بندد ۴

نمی‌دانم به یاد او چسان از خود برون آیم
دل سنگین به دوش ناله‌ام کهسار می‌بندد ۵

در آن محفل‌که من حیرت‌کمین جلوهٔ اویم
فروغ شمع هم آیینه بر دیوار می‌بندد ۶

به رعنایی چو شمع‌ ازآفت شهرت مباش ایمن
رگ ‌گردن ز هر عضوت سری بر دار می‌بندد ۷

چه دارد قابلیت جز می تکلیف پیمودن
در این محفل همین دوشم به دوشم بار می‌بندد ۸

زمان فرصت ربط نفس با دل غنیمت دان
کزین تار این‌ گره چون باز شد دشوار می‌بندد ۹

اسیر مشرب موجم‌ کزان مطلق عنانیها
گرش تکلیف برگشتن کنی زنّار می‌بندد ۱۰

به ‌مخموری ‌ز سیر این ‌چمن غافل‌ مشو بیدل
که خجلت در به روی هر که شد مختار می‌بندد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۶۰ - به یادت‌گردش رنگم به هرجا بار می‌بندد
گوهر بعدی:غزل ۹۶۲ - چشم تو به حال من‌ گر نیم نظر خندد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.