هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، با تصاویر شاعرانه و استعاره‌های عمیق، به موضوعاتی مانند فنا، غفلت، فرصت‌های از دست رفته، عشق و رنج‌های آن، و همچنین ناپایداری جهان می‌پردازد. شاعر با نگاهی فلسفی و عرفانی، از خنده‌ای نمادین سخن می‌گوید که گویی بر همه‌چیز، از جمله بر رنج‌ها و ناکامی‌های انسان، سایه افکنده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اشارات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد.

غزل ۹۶۶ - جهان‌کجاست‌،‌گلی زان نقاب می‌خندد

جهان‌کجاست‌،‌گلی زان نقاب می‌خندد
سحر تبسمی از آفتاب می‌خندد ۱

فنای ما چمن‌آرای بی‌نقابی اوست
به قدر چاک کتان‌، ماهتاب می‌خندد ۲

تلاش آگهی‌ات ننگ غفلت است اینجا
مژه ز هم نگشایی‌که خواب می‌خندد ۳

تهی ز خویش شدن مفت آگهی باشد
ز صفر بر خط ما انتخاب می‌خندد ۴

کجاست فرصت دیگرکه ما به خود بالیم
محیط نیز در اینجا حباب می‌خندد ۵

زعلم وفضل بجزعبرت آنچه جمع‌کنید
گشاد هر ورقش برکتاب می‌خندد ۶

درنگ راهبرکاروان فرصت نیست
کجا روبم‌که هر سو شتاب می‌خندد ۷

به‌درسگاه‌ ادب حرف‌ و صوف مسخرگی‌ست
ز صد سؤال همین یک جواب می‌خندد ۸

ز برق حسن‌ کسی را مجال جرات نیست
بپوش چشم که حکم حجاب می‌خندد ۹

زبان به لاف مده‌، پاس شرم مغتنم است
چو بازگشت لب موج آب می‌خندد ۱۰

غبار صبح تماشاست هرچه باداباد
تو هم بخند جهان خراب می‌خندد ۱۱

دلت چو شمع به هجر که داغ شد بیدل
کز اشک گرم تو بوی کباب می‌خندد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۱۰۳۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۶۵ - ستمکشی‌ که به جز گریه‌اش نشا‌ید و خندد
گوهر بعدی:غزل ۹۶۷ - رنگم نقاب غیرت آن جلوه می‌درد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.