هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از تجربیات و رنجهای خود در جهان سخن میگوید. او از ناامیدی و سختیهایی که در زندگی با آنها مواجه شده است، شکایت میکند و به دنبال درک عمیقتری از وجود و ماهیت جهان است. شاعر از مفاهیمی مانند عدم، اصل و فرع، و شناخت خود و جهان صحبت میکند.
رده سنی:
18+
این متن حاوی مفاهیم فلسفی و عرفانی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و رنجهای زندگی نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۱۵۸۵ - ای جهان آب و گل تا من تو را بشناختم
ای جهانِ آب و گِل تا من تو را بِشْناختم
صد هزاران مِحْنَتِ و رنج و بَلا بِشْناختم ۱
تو چَراگاهِ خَرانی نی مُقامِ عیسییی
این چَراگاهِ خَران را من چرا بِشْناختم؟ ۲
آبِ شیرینَم ندادی تا که خوانْ گُستردهیی
دست و پایم بَستهیی تا دست و پا بِشْناختم ۳
دست و پا را چون نَبَندی؟ گاهْوارهت خوانْد حَق
دست و پا را بَرگُشایم پاگُشا بِشْناختم ۴
چون درخت از زیرِ خاکی دستها بالا کُنم
در هوایِ آن کسی کَزْ وِیْ هوا بِشْناختم ۵
ای شکوفه تو به طِفْلی چون شُدی پیرِ تمام؟
گفت رَستَم از صِبا تا من صَبا بِشْناختم ۶
شاخْ بالا زان رَوَد زیرا زِ بالا آمدهست
سویِ اصلِ خویش یازَم کَاصْل را بِشْناختم ۷
زیر و بالا چند گویم؟ لامَکان اصلِ من است
من نه از جایَمْ کجا را از کجا بِشْناختم ۸
نی خَمُش کُن در عَدَم رو در عَدَم ناچیز شو
چیزها را بین که از ناچیزها بِشْناختم ۹
صد هزاران مِحْنَتِ و رنج و بَلا بِشْناختم ۱
تو چَراگاهِ خَرانی نی مُقامِ عیسییی
این چَراگاهِ خَران را من چرا بِشْناختم؟ ۲
آبِ شیرینَم ندادی تا که خوانْ گُستردهیی
دست و پایم بَستهیی تا دست و پا بِشْناختم ۳
دست و پا را چون نَبَندی؟ گاهْوارهت خوانْد حَق
دست و پا را بَرگُشایم پاگُشا بِشْناختم ۴
چون درخت از زیرِ خاکی دستها بالا کُنم
در هوایِ آن کسی کَزْ وِیْ هوا بِشْناختم ۵
ای شکوفه تو به طِفْلی چون شُدی پیرِ تمام؟
گفت رَستَم از صِبا تا من صَبا بِشْناختم ۶
شاخْ بالا زان رَوَد زیرا زِ بالا آمدهست
سویِ اصلِ خویش یازَم کَاصْل را بِشْناختم ۷
زیر و بالا چند گویم؟ لامَکان اصلِ من است
من نه از جایَمْ کجا را از کجا بِشْناختم ۸
نی خَمُش کُن در عَدَم رو در عَدَم ناچیز شو
چیزها را بین که از ناچیزها بِشْناختم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۶۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۸۴ - هر که گوید کان چراغ دیدهها را دیدهام
گوهر بعدی:غزل ۱۵۸۶ - خویش را چون خار دیدم سوی گل بگریختم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.