هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل دهلوی، به بیان احساسات عمیق و فلسفی شاعر درباره زندگی، عشق، زمان و رنجهای انسانی میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند گذر زمان، بیثباتی دنیا، آرزوهای بربادرفته و جستجوی معنا در زندگی سخن میگوید. همچنین، به موضوعاتی مانند عشق، فراق، و ناامیدی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنجهای وجودی نیاز به بلوغ فکری دارند تا به درستی درک شوند.
غزل ۱۰۶۵ - رنگ در دل داشتم روشنگر ادراک برد
رنگ در دل داشتم روشنگر ادراک برد
همچو سیل این خانه را افسون رفتن پاک برد ۱
در سرم بیمغزی شور هوس پیچیده بود
وصلگوهریابد آن موجیکه این خاشاک برد ۲
کرد شغل جاه خلقی را به بیدردی علم
لابهای چند آبروی دیدهٔ نمناک برد ۳
حیف اوقاتیکهکس منتکشد از هر خسی
وقتی پیری خوش که بیدندانیاش مسواک برد ۴
هستی از گرد نفس باری به دوشم بسته است
چون سحر بر آسمان میبایدم این خاک برد ۵
بهر نام دیگران تا چند شغل جان کنی
مزد عبرت زین نگینها صنعت حکاک برد ۶
قاصد مجنون دپندشت اندکی لغزیده بود
جادهها هر سو به منزل صد گریبان چاک برد ۷
گر همه در آفتاب محشرم افتاده راه
یاد آن مژگان مرا در سایههای تاک برد ۸
میروم محمل به دوش آمد و رفت نفس
تا کجا یارب ز خویشم خواهد این بیباک برد ۹
ما ضعیفان هم امیدی داشتیم اما چه سود
کهکشان ناز شکست رنگ برافلاک برد ۱۰
بیدل اقبال گرفتاری درین وادی کراست
ای بسا صیدی که رفت و حسرت فتراک برد ۱۱
همچو سیل این خانه را افسون رفتن پاک برد ۱
در سرم بیمغزی شور هوس پیچیده بود
وصلگوهریابد آن موجیکه این خاشاک برد ۲
کرد شغل جاه خلقی را به بیدردی علم
لابهای چند آبروی دیدهٔ نمناک برد ۳
حیف اوقاتیکهکس منتکشد از هر خسی
وقتی پیری خوش که بیدندانیاش مسواک برد ۴
هستی از گرد نفس باری به دوشم بسته است
چون سحر بر آسمان میبایدم این خاک برد ۵
بهر نام دیگران تا چند شغل جان کنی
مزد عبرت زین نگینها صنعت حکاک برد ۶
قاصد مجنون دپندشت اندکی لغزیده بود
جادهها هر سو به منزل صد گریبان چاک برد ۷
گر همه در آفتاب محشرم افتاده راه
یاد آن مژگان مرا در سایههای تاک برد ۸
میروم محمل به دوش آمد و رفت نفس
تا کجا یارب ز خویشم خواهد این بیباک برد ۹
ما ضعیفان هم امیدی داشتیم اما چه سود
کهکشان ناز شکست رنگ برافلاک برد ۱۰
بیدل اقبال گرفتاری درین وادی کراست
ای بسا صیدی که رفت و حسرت فتراک برد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۶۴ - شرمقصورم از سخن، شکوهاعتبار برد
گوهر بعدی:غزل ۱۰۶۶ - پیریام آخر می و پیمانه برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.