هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، بیانگر احساسات عمیق و اندوهگین شاعر در مورد پیری، از دست دادن عشق، و ناامیدی از زندگی است. شاعر از مفاهیمی مانند شمع، سایه، آینه، و نامه برای بیان احساسات خود استفاده می‌کند و به موضوعاتی مانند عشق، مرگ، جنون، و حسرت اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات غمگین و پیچیده مانند مرگ و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۱۰۶۶ - پیری‌ام آخر می و پیمانه برد

پیری‌ام آخر می و پیمانه برد
باد سحر شمع ز کاشانه برد ۱

دیده سیاهی ز گل و لاله چید
کوش‌گرانی ز هر افسانه برد ۲

شمع جنون آبله‌پا کرده‌ گم
سر به هوا لغزش مستانه برد ۳

کشمکش ازسعی نفس قطع شد
اره خودآرایی دندانه برد ۴

یاد خطش‌کردم و دل باختم
سایهٔ مور از کف من دانه برد ۵

هرکه در این انجمن حرص وگد
ساخت به خودگنج به ویرانه برد ۶

حسرت دیدار گریبان درید
آینهٔ ما همه جا شانه برد ۷

خواندن اسرار وفا مشکل است
مهر شد آن نامه‌که پروانه برد ۸

در دل ما ذوق تماشا نماند
آه‌کسی آینه زین خانه برد ۹

قاصد دلبر جگرم داغ‌ کرد
نامهٔ من ناله شد اما نه برد ۱۰

وقت جنون خوش‌که غم خانمان
یک دو دم از بیدل دیوانه برد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰۶۵ - رنگ در دل داشتم روشنگر ادراک برد
گوهر بعدی:غزل ۱۰۶۷ - ما را به در دل ادب هیچکسی برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.