هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره ناکامی‌ها، عشق، و جستجوی معنوی است. او از بی‌نفسی، شرم، و نرسیدن به مقصود سخن می‌گوید و با تصاویری مانند «تمثال در آیینه» و «خاروخس» احساسات خود را به تصویر می‌کشد. در نهایت، شاعر به ناتوانی خود در رسیدن به آرزوها و تسلیم شدن در برابر تقدیر اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی این شعر برای درک و ارتباط برقرار کردن، به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی بیشتری نیاز دارد. نوجوانان بالای 16 سال بهتر می‌توانند با مضامین پیچیده‌ی آن مانند ناکامی‌های عاطفی و جستجوی معنوی ارتباط برقرار کنند.

غزل ۱۰۶۷ - ما را به در دل ادب هیچکسی برد

ما را به در دل ادب هیچکسی برد
تمثال در آیینه‌، ره از بی‌نفسی برد ۱

زین دشت هوس منت سیلی نکشیدیم
خاروخس ما را عرق شرم خسی برد ۲

بیگانهٔ عشقیم ز شغل هوسی چند
آب رخ عنقایی ما را مگسی برد ۳

فریادکه محمل‌کش یک ناله نگشتیم
دل خون شد ودر خاک غبار جرسی برد ۴

دور همه چون سبحه یکی‌کرد تسلسل
زین قافله‌ها پیش وپسی‌ ، پیش وپسی برد ۵

آخر پی تحقیق به جایی نرساندم
بیرونم از این دشت اقامت هوسی برد ۶

دل نیز نشد چون نفسم دام تسلی
جمعیت بالم الم بی‌قفسی برد ۷

بیدل ثمر باغ‌کمالم چه توان‌کرد
پیش از همه در خاک مرا پیش رسی‌برد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰۶۶ - پیری‌ام آخر می و پیمانه برد
گوهر بعدی:غزل ۱۰۶۸ - مکتوب من به هرکه برد باد می‌برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.