هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که از مفاهیم عمیق روحانی و فلسفی مانند فنا و بقا، هستی و نیستی، و سفر معنوی سخن می‌گوید. شاعر از جدایی از دنیای مادی و رسیدن به حقیقت وجودی صحبت می‌کند و از مفاهیمی مانند عشق، مستی معنوی، و رهایی از قید و بندهای دنیوی استفاده می‌کند.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۶۰۱ - بار دیگر از دل و از عقل و جان برخاستیم

بارِ دیگر از دل و از عقل و جانْ بَرخاستیم
یار آمد در میان ما از میانْ بَرخاستیم ۱

از فنا رو تافتیم و در بَقا دَربافتیم
بی‌نشان را یافتیم و از نشانْ بَرخاستیم ۲

گَرد از دریا بَرآوردیم و دود از نُهْ فَلَک
از زمان و از زمین و آسْمانْ بَرخاستیم ۳

هین که مَستان آمدند و راه را خالی کنید
نی غَلَط گفتم زِراه و راهْبانْ بَرخاستیم ۴

آتشِ جانْ سَر بَرآوَرْد از زمینِ کالبَد
خاست اَفْغان از دل و ما چون فَغْان بَرخاستیم ۵

کم سُخَن گوییم و گَر گوییم کم کَس پِیْ بَرَد
باده اَفْزون کُن که ما با کَم­زنانْ بَرخاستیم ۶

هستی است آنِ زنان و کارِ مَردان نیستی­ست
شُکر کَنْدَر نیستی ما پَهْلوانْ بَرخاستیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۶۲۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۶۰۰ - از شهنشه شمس دین من ساغری را یافتم
گوهر بعدی:غزل ۱۶۰۲ - می­بسازد جان و دل را بس عجایب کان صیام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.