هوش مصنوعی:
این شعر به مفاهیم عمیقی مانند انتظار، ناامیدی، مرگ، دانش و معرفت، و زندگی میپردازد. شاعر از ناتوانی انسان در برابر تقدیر و زمان سخن میگوید و بر بیثباتی زندگی و نهایت فنا تأکید دارد. همچنین، به موضوعاتی مانند فقر، غنا، و تلاشهای بیثمر انسان اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم فلسفی و عرفانی پیچیدهای است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند مرگ و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۱۱۶۳ - زبرگردون آنچه ازکشت تو و من میرسد
زبرگردون آنچه ازکشت تو و من میرسد
دانه تا آید به پیش چشم خرمن میرسد ۱
زبن نفسهاییکه از غیبت مدارا می کنند
غره ی فرصت مشو سامان رفتن میرسد ۲
انتظار حاصل این باغ پر بیدانشیست
ما ثمر فهمیدهایم و بار بستن میرسد ۳
این من و ما شوخی ساز ندامتهای ماست
خامشی بر پرده چون گردد به شیون میرسد ۴
نور خورشید ازل در عالم موهوم ما
ذره میگردد نمایان تا به روزن میرسد ۵
رفته رفته بدر میگردد هلال ناتوان
سعی چاک جیب ما آخر به دامن میرسد ۶
با فقیران ناز خشکی ننگ تحصیل غناست
چرب و نرمی کن اگر نانت به روغن میرسد ۷
درکمین خلق غافلگر همین صوت و صداست
آخر اینکهسار سنگش بر فلاخن میرسد ۸
دعوی دانش بهل از ختم کار آگاه باش
معرفت اینجا به خود هم بعد مردن میرسد ۹
مقصد سعی ترددها همین واماندگیست
هرکه هرجا می رسد تا نارسیدن میرسد ۱۰
زندگی دارد چه مقدار انتظار تیغ مرگ
اندکی تا سرگران شد خم بهگردن میرسد ۱۱
مشت خاکی بیدل ازتقلید گردون شرم دار
دست قدرت کی به این برج مثمن میرسد ۱۲
دانه تا آید به پیش چشم خرمن میرسد ۱
زبن نفسهاییکه از غیبت مدارا می کنند
غره ی فرصت مشو سامان رفتن میرسد ۲
انتظار حاصل این باغ پر بیدانشیست
ما ثمر فهمیدهایم و بار بستن میرسد ۳
این من و ما شوخی ساز ندامتهای ماست
خامشی بر پرده چون گردد به شیون میرسد ۴
نور خورشید ازل در عالم موهوم ما
ذره میگردد نمایان تا به روزن میرسد ۵
رفته رفته بدر میگردد هلال ناتوان
سعی چاک جیب ما آخر به دامن میرسد ۶
با فقیران ناز خشکی ننگ تحصیل غناست
چرب و نرمی کن اگر نانت به روغن میرسد ۷
درکمین خلق غافلگر همین صوت و صداست
آخر اینکهسار سنگش بر فلاخن میرسد ۸
دعوی دانش بهل از ختم کار آگاه باش
معرفت اینجا به خود هم بعد مردن میرسد ۹
مقصد سعی ترددها همین واماندگیست
هرکه هرجا می رسد تا نارسیدن میرسد ۱۰
زندگی دارد چه مقدار انتظار تیغ مرگ
اندکی تا سرگران شد خم بهگردن میرسد ۱۱
مشت خاکی بیدل ازتقلید گردون شرم دار
دست قدرت کی به این برج مثمن میرسد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۴۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۶۲ - تا ز چمن دماغ را بوی بهار میرسد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۶۴ - آه به درد عجز هم کوشش ما نمیرسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.