هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، بیانگر احساسات عمیق شاعر دربارهٔ آزادی، عشق، حسرت و ناکامی‌هاست. او از قفس زندگی و آرزوهای بربادرفته می‌گوید و به دنبال معنایی در رنج‌های انسان است. شاعر از موهومی‌بودن برخی خوشی‌ها و ناتوانی در رسیدن به کمال عشق شکایت دارد و در نهایت، به ضعف انسان در برابر تقدیر اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند حسرت، مرگ و ناکامی‌های انسانی نیاز به درک و تجربهٔ بیشتری دارند.

غزل ۱۱۸۲ - مرا این آبرو در عالم پرواز بس باشد

مرا این آبرو در عالم پرواز بس باشد
که بال افشاندنم خمیازهٔ یاد قفس باشد ۱

به منزل چون رسد سرگشته‌ای ‌کز نارساییها
بیابان مرگ حیرت از غبار پیش و پس باشد ۲

تواند بیخودی زین عرصه گوی عافیت بردن
که چون اشک یتیمان در دویدن بی‌نفس باشد ۳

در این محفل خجالت می‌کشم‌ از ساز موهومی
کمال عشق من ای کاش در خورد هوس باشد ۴

گلی پیدا نشد تا غنچه‌ای نگشود آغوشش
در این‌گلشن ملال از میوه‌های پیشرس باشد ۵

به داغ آرزویی می‌توان تعمیر دل کردن
بنای خانهٔ آیینه یک دیوار بس باشد ۶

امل پیما ندارد غیرتسخیر هوس جهدی
نشاط عنکبوتان بستن بال مگس باشد ۷

ضعیفان دستگیر سرفرازان می‌شوند آخر
به روز ناتوانیها عصای شعله‌، خس باشد ۸

ندارد دل جز اسباب تپیدن عشرت دیگر
همان فریاد حسرت بادهٔ جام جرس باشد ۹

به دل هم تا توانی چون نفس مایل مشو بیدل
مبادا سیر این آیینه در راهت قفس باشد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۸۱ - تسلی کو اگر منظورت اسباب هوس باشد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۸۳ - صبحی‌ که‌ گلت به باغ باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.