هوش مصنوعی: این شعر به مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی مانند ناپایداری دنیا، دوری از هوس‌ها، پرهیز از غرور و خودبینی، و تأمل در وجود و نفس انسان می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند «غبار دل»، «کسوف آفتاب»، و «سایه مژگان قفس» به بیان اندوه، رنج و جستجوی معنای حقیقی زندگی می‌پردازد.
رده سنی: 18+ محتوا دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی سنگین، فهم شعر را برای مخاطبان جوان‌تر دشوار می‌کند.

غزل ۱۱۸۱ - تسلی کو اگر منظورت اسباب هوس باشد

تسلی کو اگر منظورت اسباب هوس باشد
ندارد برگ ‌راحت هر که را در دیده خس باشد ۱

ز هستی هرچه اندیشی غبار دل مهیا کن
کسوف آفتاب آیینهٔ عرض نفس باشد ۲

درین محفل حیا کن تا گلوی ناله نخراشی
نفس‌ هم ‌کم‌ خروشی‌ نیست‌ گر فریادرس باشد ۳

نمی‌گیرد به غیر از دست و تیغ و دامن قاتل
مرا درکوچه‌های‌زخم رنگ‌خون ‌عسس باشد ۴

چه امکانست ما و جرات پرواز گلزارت
نگاه عاجزان را سایهٔ مژگان قفس باشد ۵

نبالیدیم بر خود ذره‌ای در عرض پیدایی
غبار ما مباد افشانده ی بال مگس باشد ۶

به دل وامانده ای از لاف ما و من تبرا کن
مقیم خانهٔ آیینه باید بی‌نفس باشد ۷

چه لازم تنگ ‌گیرد آسمان ارباب معنی را
شکخ‌ما همان مضمورن‌که نتوان بست بس باشد ۸

مکن ساز اقامت تا غبار خویش بشکافی
نفس پر می‌فشاند شاید آواز جرس باشد ۹

شکست‌ رنگ امیدی‌ست ‌سر تا پای‌ ما بیدل
ز سیر ما مشو غافل اگر عبرت هوس باشد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۸۰ - زشوخی چشم من‌تاکی به روی غیرواباشد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۸۲ - مرا این آبرو در عالم پرواز بس باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.