هوش مصنوعی: این شعر از بیدل به بیان احساسات عمیق و دردهای روحی شاعر می‌پردازد. او از ناتوانی، شکست، ناامیدی و حسرت سخن می‌گوید و تصاویری از سوختن، ضعف و حیرت را به کار می‌برد. شاعر به زندگی پر از رنج و نیرنگ اشاره می‌کند و آرامش را دور از دسترس می‌داند. در نهایت، او از فرسودگی و باقی ماندن در وضعیتی ناامیدکننده سخن می‌گوید.
رده سنی: 18+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، استفاده از استعاره‌های پیچیده و بیان احساسات سنگین مانند ناامیدی و رنج، درک این شعر نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند نیرنگ و شکست ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین و نامفهوم باشد.

غزل ۱۲۹۸ - از هجوم کلفت دل ناله بی‌آهنگ ماند

از هجوم کلفت دل ناله بی‌آهنگ ماند
بوی این‌ گل از ضعیفی در طلسم رنگ ماند ۱

سوختیم و مشت خاشاکی ز ما روشن نشد
شعلهٔ ما چون نفس در دام این نیرنگ ماند ۲

از حیا موجی نزد هر چند دل از هم‌ گداخت
آب شد آیینه اما حیرتش در چنگ ماند ۳

سنگ راه هیچکس تحصیل جمعیت مباد
قطرهٔ بیتاب ما گوهر شد و دلتنگ ماند ۴

در خرابات هوس تا دور جام ما رسید
بیدماغی از شراب و نکبتی از بنگ ماند ۵

عجز طاقت در طلب ما را دلیل عذر نیست
منزلی‌کوتا نباید سر به پای لنگ ماند ۶

منت سیقل مکش‌، دردسر اوهام چند
عکس معدوم است اگر آیینه ا‌ت در زنگ ماند ۷

آخر از سعی ضعیفی پیکر فرسوده‌ام
همچو اخگر زیر دیوار شکست رنگ ماند ۸

نیست تکلیف تپیدنهای هستی در عدم
آرمیدن مفت آن سازی‌که بی‌آهنگ ماند ۹

نام را نقش نگینها بال پرواز رساست
ما ز خود رفتیم اگر پای طلب در سنگ ماند ۱۰

یکقدم ناکرده بیدل قطع راه آرزو
منزل آسودگی ازما به صد فرسنگ ماند ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۹۷ - شوق تا محمل به دوش طبع وحشت‌ساز ماند
گوهر بعدی:غزل ۱۲۹۹ - رشته بگسیخت نفس زیر و بم ساز نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.