هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل دهلوی بیانگر احساس ناتوانی، عجز و رنج شاعر در برابر سرنوشت و طبیعت عصیانگر است. او از بیعدالتیها و رنجهای زندگی سخن میگوید و به تسلیم در برابر تقدیر اشاره میکند. شاعر از ناپایداری دنیا و بیوفایی همراهان مینالد و بر اهمیت حفظ دل در این جهان فانی تأکید دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر، نیاز به درک و تجربهی زندگی برای درک کامل معانی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده، فهم شعر را برای سنین پایینتر دشوار میکند.
غزل ۱۳۳۷ - بر من فسون عجز در ایجاد خواندهاند
بر من فسون عجز در ایجاد خواندهاند
چونگل به دامن آتش رنگم نشاندهاند ۱
خواهد عبیر پیرهن عافیت شدن
خاکبببتری کز اخگر طبعم دماندهاند ۲
کس آگه از طبیعت عصیانپرست نیست
بر روی خلق دامن تر کم تکاندهاند ۳
دود دماغ نشو و نمای طبایع است
چون شمع ریشه ای همه در سر دواندهاند ۴
از هر نفسکه ما و منی بال میزند
دستیست کز امید سلامت فشاندهاند ۵
باید چو شمع چشم ز خود بست و درگذشت
بر ما همین پیام تسلی رساندهاند ۶
ممنون دستگیری طاقت که میشود
ما را ز آستان ضعیفی نراندهاند ۷
بانگ جرس شنو ز پیکاروان مدو
هرجا رسیده اند رفیقان نمانده اند ۸
بیدل درین هوسکده مگذر ز پاس دل
آیینه را به مجلسکوران نخواندهاند ۹
چونگل به دامن آتش رنگم نشاندهاند ۱
خواهد عبیر پیرهن عافیت شدن
خاکبببتری کز اخگر طبعم دماندهاند ۲
کس آگه از طبیعت عصیانپرست نیست
بر روی خلق دامن تر کم تکاندهاند ۳
دود دماغ نشو و نمای طبایع است
چون شمع ریشه ای همه در سر دواندهاند ۴
از هر نفسکه ما و منی بال میزند
دستیست کز امید سلامت فشاندهاند ۵
باید چو شمع چشم ز خود بست و درگذشت
بر ما همین پیام تسلی رساندهاند ۶
ممنون دستگیری طاقت که میشود
ما را ز آستان ضعیفی نراندهاند ۷
بانگ جرس شنو ز پیکاروان مدو
هرجا رسیده اند رفیقان نمانده اند ۸
بیدل درین هوسکده مگذر ز پاس دل
آیینه را به مجلسکوران نخواندهاند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۳۶ - یاران تمیز هستی بدخو نکردهاند
گوهر بعدی:غزل ۱۳۳۸ - اهل معنی گر به گفتوگو نفس فرسودهاند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.