هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از ناامیدی و تنهایی خود میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند و او را از غم و اندوه نجات دهد. او بیان میکند که تنها معشوق است که میتواند او را از این حالت بیرون آورد و به او شادی بخشد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهتر مانند 'شراب وصلت' و 'غمگساری' نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
غزل ۱۶۲۷ - نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم
نَظَری به کارِ من کُن که زِ دست رفت کارم
به کَسَم مَکُن حَواله که به جُز تو کَس ندارم ۱
چه کمی دَرآیَد آخِر به شَرابخانهٔ تو
اگر از شَرابِ وَصلَت بِبَری زِ سَر خُمارم ۲
چو نِیَم سِزایِ شادی زِ خودم مَدار بیغَم
که دَرین میان همیشه غَمِ توست غمگسارم ۳
به کَسَم مَکُن حَواله که به جُز تو کَس ندارم ۱
چه کمی دَرآیَد آخِر به شَرابخانهٔ تو
اگر از شَرابِ وَصلَت بِبَری زِ سَر خُمارم ۲
چو نِیَم سِزایِ شادی زِ خودم مَدار بیغَم
که دَرین میان همیشه غَمِ توست غمگسارم ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۵۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۲۶ - فلکا بگو که تا کی گلههای یار گویم؟
گوهر بعدی:غزل ۱۶۲۸ - دیده از خلق ببستم چو جمالش دیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.