هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و وابستگی شدید به معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که حتی اگر معشوق به او زهر بدهد، آن را با جان و دل میپذیرد و خود را کاملاً تسلیم او کرده است. شاعر از عشق بیقید و شرط، فداکاری و وابستگی عمیق به معشوق صحبت میکند و احساسات خود را با تصاویر شاعرانه و استعارههای زیبا بیان میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۶۵۰ - خوش بنوشم تو اگر زهر نهی در جامم
خوش بِنوشَم تو اگر زَهر نَهی در جامَم
پُخته و خامِ تو را گَر نَپَذیرم خامَم ۱
عاشقِ هدیه نِیَم، عاشقِ آن دستِ تواَم
سُنْقُرِ دانه نِیَم، اَیْبَکِ بَندِ دامَم ۲
از تَغارِ تو اگر خون رَسَدم هَمچو سگان
گَر من آن را قَدَحِ خاص نَدانَم، عامَم ۳
غُنچه و خارِ تو را دایه شَوَم هَمچو زمین
تا سَمِعْنا وَاَطَعْنا کُنی ای جان نامَم ۴
مَلَخِ حُکمِ تو تا مزرعهام را بِچَرید
گَر نگردم تَلَفِ تو عَلَفِ اَیّامَم ۵
ساقیِ صَبر بیا رَطْلِ گِرانم دَردِهْ
تا چو ریگش به یکی بار فروآشامَم ۶
گوییاَم شَپْشَپی و چون پَشه بیآرامی
چون دلارام نیابَم به چه چیز آرامَم؟ ۷
هَمچو دُزدانْ زِ عَسَس من همه شب در بیمَم
هَمچو خورشیدپَرَستان به سَحَر بر بامَم ۸
مِهرِ غیرِ تو بُوَد در دلِ من مُهرِ ضَلال
شُکرِ غیرِ تو بُوَد در سَرِ منْ سَرسامَم ۹
به زبان گَر نکُنم یادِ شِکَرخانهٔ تو
کام و ناکام بُوَد لَذَّتِ آن در کامَم ۱۰
خَبَرِ رَشکِ تو میآرَد اشکِ تَرِ من
نه به تَقلید، بَلْ از دیده دَهَد پیغامَم ۱۱
پُخته و خامِ تو را گَر نَپَذیرم خامَم ۱
عاشقِ هدیه نِیَم، عاشقِ آن دستِ تواَم
سُنْقُرِ دانه نِیَم، اَیْبَکِ بَندِ دامَم ۲
از تَغارِ تو اگر خون رَسَدم هَمچو سگان
گَر من آن را قَدَحِ خاص نَدانَم، عامَم ۳
غُنچه و خارِ تو را دایه شَوَم هَمچو زمین
تا سَمِعْنا وَاَطَعْنا کُنی ای جان نامَم ۴
مَلَخِ حُکمِ تو تا مزرعهام را بِچَرید
گَر نگردم تَلَفِ تو عَلَفِ اَیّامَم ۵
ساقیِ صَبر بیا رَطْلِ گِرانم دَردِهْ
تا چو ریگش به یکی بار فروآشامَم ۶
گوییاَم شَپْشَپی و چون پَشه بیآرامی
چون دلارام نیابَم به چه چیز آرامَم؟ ۷
هَمچو دُزدانْ زِ عَسَس من همه شب در بیمَم
هَمچو خورشیدپَرَستان به سَحَر بر بامَم ۸
مِهرِ غیرِ تو بُوَد در دلِ من مُهرِ ضَلال
شُکرِ غیرِ تو بُوَد در سَرِ منْ سَرسامَم ۹
به زبان گَر نکُنم یادِ شِکَرخانهٔ تو
کام و ناکام بُوَد لَذَّتِ آن در کامَم ۱۰
خَبَرِ رَشکِ تو میآرَد اشکِ تَرِ من
نه به تَقلید، بَلْ از دیده دَهَد پیغامَم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۷۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۴۹ - وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم
گوهر بعدی:غزل ۱۶۵۱ - ما سر و پنجه و قوت نه ازین جان داریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.