هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از زبان شخصیتی به نام «چرخ» یا «سپهر» بیان میشود. در این شعر، چرخ از وضعیت دردناک و بیعدالتیهای جهان شکایت میکند و از این که انسانها را در چرخهای بیپایان از شادی و غم قرار میدهد، ابراز ناراحتی میکند. همچنین، به مفاهیمی مانند عشق، عقل، صبر، و تقدیر اشاره میشود و از ناسازگاریهای زندگی و طبیعت انسان سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم انتزاعی و پیچیدهی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۱۶۵۵ - دوش میگفت جانم کی سپهر معظم
دوش میگفت جانم کِی سِپِهرِ مُعَظَّم
بَسْ مُعَلَّق زنانی شُعلهها اَنْدَر اِشْکَم ۱
بی گُنهْ بیجِنایَت گردشی بینِهایَت
بر تَنَت در شِکایَت نیلییی رَسمِ ماتَم ۲
گَهْ خوش و گاه ناخوش چون خَلیل اَنْدَر آتش
هم شَهْ و هم گداوَش چون بَراهیمِ اَدْهَم ۳
صورتَتْ سَهْمناکی حالَتَتْ دَردناکی
گَردشْ آسیاها داری و پیچِ اَرْقَم ۴
گفت چَرخِ مُقدّس چون نَتَرسَم از آن کَس
کو بهشتِ جهان را میکُند چون جَهَنَّم؟ ۵
در کَفَش خاکْ مومی، سازَدَش رنگ و رومی
سازَدَش باز و بومی، سازَدَش شِکَّر و سَم ۶
او نَهانیست یارا این چُنین آشکارا
پیش کردهست ما را تا شود او مُکَتَّم ۷
کِی شود بَحْرِ کیهانْ زیرِ خاشاکْ پنهان؟
گشته خاشاکْ رَقصان موج در زیر و در بَم ۸
چون تَنِ خاکْدانَت بر سَرِ آبْ جانَت
جانْ تُتُق کرده تَن را در عروسیّ و در غَم ۹
در تُتُق نوعروسی تُندخویی شَموسی
می کُند خوش فُسوسی بر بَد و نیکِ عالَم ۱۰
خاکْ ازو سَبزه زاری، چَرخ ازو بیقَراری
هر طَرَف بَخْتیاری زو مُعاف و مُسَلَّم ۱۱
عقلْ ازو مُسْتَقینی، صَبر ازو مُسْتَعینی
عشقْ ازو غَیب بینی، خاک او نَقْشِ آدم ۱۲
بادْ پویان و جویان، آبها دست شویان
ما مَسیحانه گویان، خاکْ خامُش چو مَریَم ۱۳
بَحرْ با موجها بین گِردِ کَشتیِّ خاکین
کعبه و مَکّهها بین در تَکِ چاهِ زَمزَم ۱۴
شَه بگوید تو تَن زَن خویش در چَهْ مَیَفکَن
که نَدانی تو کردن دَلْو و حَبَل از شَلَوْلَم ۱۵
بَسْ مُعَلَّق زنانی شُعلهها اَنْدَر اِشْکَم ۱
بی گُنهْ بیجِنایَت گردشی بینِهایَت
بر تَنَت در شِکایَت نیلییی رَسمِ ماتَم ۲
گَهْ خوش و گاه ناخوش چون خَلیل اَنْدَر آتش
هم شَهْ و هم گداوَش چون بَراهیمِ اَدْهَم ۳
صورتَتْ سَهْمناکی حالَتَتْ دَردناکی
گَردشْ آسیاها داری و پیچِ اَرْقَم ۴
گفت چَرخِ مُقدّس چون نَتَرسَم از آن کَس
کو بهشتِ جهان را میکُند چون جَهَنَّم؟ ۵
در کَفَش خاکْ مومی، سازَدَش رنگ و رومی
سازَدَش باز و بومی، سازَدَش شِکَّر و سَم ۶
او نَهانیست یارا این چُنین آشکارا
پیش کردهست ما را تا شود او مُکَتَّم ۷
کِی شود بَحْرِ کیهانْ زیرِ خاشاکْ پنهان؟
گشته خاشاکْ رَقصان موج در زیر و در بَم ۸
چون تَنِ خاکْدانَت بر سَرِ آبْ جانَت
جانْ تُتُق کرده تَن را در عروسیّ و در غَم ۹
در تُتُق نوعروسی تُندخویی شَموسی
می کُند خوش فُسوسی بر بَد و نیکِ عالَم ۱۰
خاکْ ازو سَبزه زاری، چَرخ ازو بیقَراری
هر طَرَف بَخْتیاری زو مُعاف و مُسَلَّم ۱۱
عقلْ ازو مُسْتَقینی، صَبر ازو مُسْتَعینی
عشقْ ازو غَیب بینی، خاک او نَقْشِ آدم ۱۲
بادْ پویان و جویان، آبها دست شویان
ما مَسیحانه گویان، خاکْ خامُش چو مَریَم ۱۳
بَحرْ با موجها بین گِردِ کَشتیِّ خاکین
کعبه و مَکّهها بین در تَکِ چاهِ زَمزَم ۱۴
شَه بگوید تو تَن زَن خویش در چَهْ مَیَفکَن
که نَدانی تو کردن دَلْو و حَبَل از شَلَوْلَم ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
۵۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۵۴ - تا که ما از نظر و خوبی تو باخبریم
گوهر بعدی:غزل ۱۶۵۶ - هم به درد این درد را درمان کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.