هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجها و غمهای فراوانی که در زندگی تجربه کرده است سخن میگوید. او از عشوههای بیاثر، دوری از عافیت، و گذراندن عمر در جستجوی شادی مینالد. همچنین اشاره میکند که غم و فتنه همواره در پی او بودهاند. در پایان، شاعر به فضای قدسی و حکایتهای معنوی اشاره میکند که از نظرش گذشتهاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و غمگینانه است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۴۲ - صد فوج عشوه از نظر من گذشته است
صد فوج عشوه از نظر من گذشته است
تا شهسوار عشوه گر من گذشته است ۱
چون نگذرد به جور که از راه تجربه
بر ناله های بی اثر من گذشته است ۲
بیچاره عافیت که ز وی تا بریده ام
عمرش به جستن خبر من گذشته است ۳
شادی به دستگیری من آمد، مرا نیافت
صد تیره آب غم ز سر من گذشته است ۴
هر جا که بگذرم به طلب نقش پای غم
کان فتنه خوی بر اثر من گذشته است ۵
عرفی ببزم قدس بر آن نظم گوهرش
کانجا حکایت از نظر من گذشته است ۶
تا شهسوار عشوه گر من گذشته است ۱
چون نگذرد به جور که از راه تجربه
بر ناله های بی اثر من گذشته است ۲
بیچاره عافیت که ز وی تا بریده ام
عمرش به جستن خبر من گذشته است ۳
شادی به دستگیری من آمد، مرا نیافت
صد تیره آب غم ز سر من گذشته است ۴
هر جا که بگذرم به طلب نقش پای غم
کان فتنه خوی بر اثر من گذشته است ۵
عرفی ببزم قدس بر آن نظم گوهرش
کانجا حکایت از نظر من گذشته است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱ - مراد و خضر عنان گیر باید از چپ و راست
گوهر بعدی:غزل ۴۳ - صد شکر که بتخانه ی اندیشه خراب است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.