هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به مفاهیمی مانند خراب شدن بتهای فکری، وابستگی به شراب، تقدیر، تشنگی معنوی، عذاب و آسایش، حرمان و شوق، و توفیق میپردازد. همچنین اشارهای به عرفی و جستجوی بیثمر رموز دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین ممکن است برخی از اشارات مانند وابستگی به شراب برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۴۳ - صد شکر که بتخانه ی اندیشه خراب است
صد شکر که بتخانه ی اندیشه خراب است
ناقوس و تبش در گرو باده ی ناب است ۱
با قسمت خود هر که تو بینی جم و دارا است
محتاجی مردم همه آن سوی حساب است ۲
سیرابی و لب تشنگی از هم نشناسیم
این است که آسایش ما عین عذاب است ۳
حرمان مرا شوق دهد نشاء مقصود
بس تشنه فرو مرد ندانست که آب است ۴
گر کبک دل من نزند قهقه ی ذوق
معذور همی دار که در چنگ عقاب است ۵
توفیق بهانه است اگر عازم راهی
بشتاب که سرمایه ی توفیق شباب است ۶
دی پیر مغان گفت دلم سوخت که عرفی
جویای رموز است ولی بیهده یاب است ۷
ناقوس و تبش در گرو باده ی ناب است ۱
با قسمت خود هر که تو بینی جم و دارا است
محتاجی مردم همه آن سوی حساب است ۲
سیرابی و لب تشنگی از هم نشناسیم
این است که آسایش ما عین عذاب است ۳
حرمان مرا شوق دهد نشاء مقصود
بس تشنه فرو مرد ندانست که آب است ۴
گر کبک دل من نزند قهقه ی ذوق
معذور همی دار که در چنگ عقاب است ۵
توفیق بهانه است اگر عازم راهی
بشتاب که سرمایه ی توفیق شباب است ۶
دی پیر مغان گفت دلم سوخت که عرفی
جویای رموز است ولی بیهده یاب است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲ - صد فوج عشوه از نظر من گذشته است
گوهر بعدی:غزل ۴۴ - امید صلح از آن با شکیب ایوب است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.