هوش مصنوعی: این شعر به موضوعاتی مانند غم، عشق، رنج‌های بشری و معنویت می‌پردازد. با اشاره به داستان یوسف و کنعان، شاعر از دردها و اشتیاق‌های انسانی سخن می‌گوید. همچنین، مفاهیمی مانند عشق الهی، صبر در برابر رنج‌ها و جایگاه انسان در برابر تقدیر مورد تأکید قرار گرفته است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و ادبی نیاز به دانش پیش‌زمینه دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب می‌شود.

غزل ۴۶ - بر دل یوسف غمی در کنج زندان بر نخاست

بر دل یوسف غمی در کنج زندان بر نخاست
کز پریشانی فغان از پیر کنعان بر نخاست ۱

وه که تا لب های من آلوده از افغان نکرد
تشنگی از هر طرف، جویی به حیوان بر نخاست ۲

باغبان عشق با دعوی به رضوان گفت خیز
تا در هر باغ نگشادیم رضوان بر نخاست ۳

عشق را نازم که شاه حسن در بزم ازل
بهر دل تعظیم کرد، از بهر ایمان بر نخاست ۴

بی نیازی کن که گرد کوچه ی افتادگی
دام را دریوزه تا نگرفت انسان بر نخاست ۵

تا دل تحت الثری از کشتگان عشق سوخت
لیک دردی از شهادت های انسان بر نخاست ۶

شد به اوج غم بسی رد و بدل عرفی نهاد
کین محیط از موج سالم بود، طوفان بر نخاست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۵ - آنی که پای تا به سرت عجب طاعت است
گوهر بعدی:غزل ۴۷ - تاج زر گر بودش فتنه ی از بهر خود است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.