هوش مصنوعی:
این شعر از عرفی شیرازی بیانگر درد هجران و عشق ناکام است. شاعر از رنج دوری معشوق و تأثیر عمیق آن بر ایمان و وجود خود میگوید. او از زخمهای عشق و تأثیر آن بر روح و جسم خود سخن میگوید و در نهایت، به ناتوانی در رسیدن به آرامش اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند هجران و رنج عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۹۵ - وه که از دوختن، این چاک گریبان رفته است
وه که از دوختن، این چاک گریبان رفته است
این شکافی است که تا دامن ایمان رفته است ۱
به حوالی تن از شرم نیاید فردا
جان آن کس که ز هجران تو آسان رفته است ۲
لذتی یافته کام دلم از ناوک او
کز گلوی هوسم چاشنی جان رفته است ۳
رفت آن آفت دین از برم ای هوش بیا
تا ببینم که چه ها بر سر ایمان رفته است ۴
همت آن بود که لب تشنه بمیرد عرفی
ور نه صد بار به سر چشمه ی حیوان رفته است ۵
این شکافی است که تا دامن ایمان رفته است ۱
به حوالی تن از شرم نیاید فردا
جان آن کس که ز هجران تو آسان رفته است ۲
لذتی یافته کام دلم از ناوک او
کز گلوی هوسم چاشنی جان رفته است ۳
رفت آن آفت دین از برم ای هوش بیا
تا ببینم که چه ها بر سر ایمان رفته است ۴
همت آن بود که لب تشنه بمیرد عرفی
ور نه صد بار به سر چشمه ی حیوان رفته است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۴ - خوناب آتشین ز سر من گذشته است
گوهر بعدی:غزل ۹۶ - دلم به قبله ی اسلام مایل افتاده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.