هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از درد عشق، رنجهای دل و تجربههای روحانی سخن میگوید. شاعر از عشق و معشوق، مرگ، فتنهها و مستی معنوی صحبت میکند و با تصاویر شاعرانه، احساسات خود را بیان مینماید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین برخی از اشارات مانند مستی و مرگ نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۹۸ - خوش می تپم به خون دل و به تیرم چنین زده است
خوش می تپم به خون دل و به تیرم چنین زده است
باز این چه ناوک است که از عشق، از کمین زده است ۱
مشکل که مرگ روی به میدان ما نهد
از بس که فتنه به یسار و یمین زده است ۲
نیشی است زهر داده ی معشوق کاوکاو
مهری که عشق بر لب جان حزین زده است ۳
ناقوس عشق می زنم و رقص می کنم
بوی کدام مغبچه بر مغز دین زده است ۴
عرفی نماند هیچ به درویشی اش سری
از بس که باده با من خلوت نشین زده است ۵
باز این چه ناوک است که از عشق، از کمین زده است ۱
مشکل که مرگ روی به میدان ما نهد
از بس که فتنه به یسار و یمین زده است ۲
نیشی است زهر داده ی معشوق کاوکاو
مهری که عشق بر لب جان حزین زده است ۳
ناقوس عشق می زنم و رقص می کنم
بوی کدام مغبچه بر مغز دین زده است ۴
عرفی نماند هیچ به درویشی اش سری
از بس که باده با من خلوت نشین زده است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۷ - کسی که دیده به حسن تو آشنا کرده است
گوهر بعدی:غزل ۹۹ - هم صومعه را فیض به دستور نمانده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.