هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عرفی بیانگر ناامیدی و حسرت شاعر از نشنیدن زمزمههای مهر و وفا از معشوق است. شاعر از بیتوجهی معشوق و نشنیده شدن درد و دلش شکایت دارد، اما همچنان به عشق و وفا معتقد است. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که در دنیا کسی بوی وفا را نشنیده است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به کار رفته در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۱۰۰ - از تو کس زمزمه ی مهر و وفا نشنیده است
از تو کس زمزمه ی مهر و وفا نشنیده است
بلکه گوش تو همین زمزمه ها نشنیده است ۱
باورم نیست که همسایه ی حسن است و هنوز
چستی و دل بردن آن غمزه حیا نشنیده است ۲
جذبه ی شوق نسیم تو رساند به مشام
ور نه کس بوی تو از باد صبا نشنیده است ۳
غم دل آتش دل سوختگان است، فغان
که طرب آمده، آوازه ی ما نشنیده است ۴
عزتم بین که بر آرنده ی حاجات هنوز
از لبم نام تو هنگام دعا نشنیده است ۵
بد گمان گر شده باشم، مشو رنجه، که کسی
مهربان، شوخ ستمکاره نما، نشنیده است ۶
برد از صومعه وز دیر مغان چون عرفی
که در آن روضه کسی بوی وفا نشنیده است ۷
بلکه گوش تو همین زمزمه ها نشنیده است ۱
باورم نیست که همسایه ی حسن است و هنوز
چستی و دل بردن آن غمزه حیا نشنیده است ۲
جذبه ی شوق نسیم تو رساند به مشام
ور نه کس بوی تو از باد صبا نشنیده است ۳
غم دل آتش دل سوختگان است، فغان
که طرب آمده، آوازه ی ما نشنیده است ۴
عزتم بین که بر آرنده ی حاجات هنوز
از لبم نام تو هنگام دعا نشنیده است ۵
بد گمان گر شده باشم، مشو رنجه، که کسی
مهربان، شوخ ستمکاره نما، نشنیده است ۶
برد از صومعه وز دیر مغان چون عرفی
که در آن روضه کسی بوی وفا نشنیده است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۹ - هم صومعه را فیض به دستور نمانده است
گوهر بعدی:غزل ۱۰۱ - تا چشم عشوه ساز تو مهمان فتنه است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.