هوش مصنوعی:
این شعر از عرفی شیرازی، شاعر ایرانی، سرشار از تصاویر شاعرانه و عرفانی است. شاعر از عشق، رنج، گذر عمر و جستجوی معنا سخن میگوید. او با استفاده از استعارههایی مانند «دریای آتش»، «دجله و جیحون» و «سیلاب زهر» بر سختیهای راه عشق و زندگی تأکید میکند. در نهایت، شعر به مفاهیم عرفانی مانند فنا و وصال اشاره دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و اشاره به رنج و مرگ نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۵۳ - موج زن در دل خیال آن لب میگون گذشت
موج زن در دل خیال آن لب میگون گذشت
آب حیوان بین که از دریای آتش چون گذشت ۱
تا دلی آوردم و این فتنه ها بر داشتم
از گرانباری چه ها بر خاطر گردون گذشت ۲
با من گریان چه داری، رو که تا نزدیک من
هر قدم می باید از صد دجله و جیحون گذشت ۳
در درون باغ عشرت عمر ها بگذشت، لیک
عمر دیگر در پریشانی هم از بیرون گذشت ۴
کاروان عمرها کش نوشدارو بار بود
دایم از سیلاب زهر و جویبار خون گذشت ۵
نقش پا بنمایدت گر زانکه پی گم می کنی
کز کدامین طرف عرفی آمد و مجنون گذشت ۶
آب حیوان بین که از دریای آتش چون گذشت ۱
تا دلی آوردم و این فتنه ها بر داشتم
از گرانباری چه ها بر خاطر گردون گذشت ۲
با من گریان چه داری، رو که تا نزدیک من
هر قدم می باید از صد دجله و جیحون گذشت ۳
در درون باغ عشرت عمر ها بگذشت، لیک
عمر دیگر در پریشانی هم از بیرون گذشت ۴
کاروان عمرها کش نوشدارو بار بود
دایم از سیلاب زهر و جویبار خون گذشت ۵
نقش پا بنمایدت گر زانکه پی گم می کنی
کز کدامین طرف عرفی آمد و مجنون گذشت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۲ - گذشت و بر من عاجز ببین چه حال گذشت
گوهر بعدی:غزل ۱۵۴ - دوش دل ناگشته سیر از وصل او بیهوش گشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.