هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از غم عشق، ادب در برابر معشوق، و رشک و حسادت به زیبایی‌های طبیعت سخن می‌گوید. همچنین، مفاهیمی مانند عشق ساده‌لوحانه در مقابل عقل فضول، و اهمیت ادب در روابط عاشقانه مورد تأکید قرار گرفته است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی پیچیده است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد.

غزل ۱۶۲ - چنان غم تو به آزار جان ما گستاخ

چنان غم تو به آزار جان ما گستاخ
که با رخ تو کند خوی آشنا گستاخ ۱

قبای ناز چو پوشی بعد ازین یاد آر
که می گشاد کسی بند این قبا گستاخ ۲

نهال قد تو را رشک شاخ گل گفتم
به شاخ گل نوزد بعد ازین صبا گستاخ ۳

به عشق ساده رسد محرمی، نه عقل فضول
کجاست قرب ادب پیشه و کجا گستاخ ۴

ادب ز من طلبد شوخ آشنا رویی
که از تبسم او می شود حیا گستاخ ۵

از آن سبب در بیکانه کوفت حسن غیور
که با کرشمه ی او هست آشنا گستاخ ۶

عطای دوست شرابی دهد که از آن آمد
گناه پیشه به هنگامه ی جزا گستاخ ۷

در آن مقام که از ناز حسن دلگیر است
از این مترس که بیگانه ای، در آ گستاخ ۸

نیافت ره به حریم یگانگی عرفی
که همتش به ادب بود، مدعا گستاخ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۶۱ - نزدیک لب رسانده شکستیم جام صلح
گوهر بعدی:غزل ۱۶۳ - در ازل رفتم به سیر کعبه و یاری نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.