شماره ۴۱۵ - خون جگر زهر بن مو بی تو سر شود
خون جگر زهر بن مو بی تو سر شود
هر موی بر تنم زغمت نیشتر شود ۱
بویش نشان زگرد رهی می دهد مرا
ترسم ز سیر گل غم دل بیشتر شود ۲
در باغ رنگ گل چو دل غنچه بشکند
هرگه به ناز نوگل من جلوه گر شود ۳
عیش شباب را غم پیری بود ز پی
باشد خمار بادهٔ شب چون سحر شود ۴
در سیر باغ بیشتر از خویش می روم
دور از تو رنگ و بوی گلم بال و پر شود ۵
گفتی دوای درد تو جویا بگو که چیست
وصلت بود علاج میسر اگر شود ۶
هر موی بر تنم زغمت نیشتر شود ۱
بویش نشان زگرد رهی می دهد مرا
ترسم ز سیر گل غم دل بیشتر شود ۲
در باغ رنگ گل چو دل غنچه بشکند
هرگه به ناز نوگل من جلوه گر شود ۳
عیش شباب را غم پیری بود ز پی
باشد خمار بادهٔ شب چون سحر شود ۴
در سیر باغ بیشتر از خویش می روم
دور از تو رنگ و بوی گلم بال و پر شود ۵
گفتی دوای درد تو جویا بگو که چیست
وصلت بود علاج میسر اگر شود ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۴ - کسیکه رفتن ازین نشئه در نظر دارد
گوهر بعدی:شماره ۴۱۶ - مشو دل تنگ چون از عارضش خط سر برون آرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.