هوش مصنوعی: این شعر از عرفی شیرازی بیان‌گر درد و رنج عاشقانه و ناامیدی از گشایش مشکلات است. شاعر از بخت بد، ناکامی در عشق، و دردهای درونی می‌نالد و اشاره می‌کند که هیچ سحر و فسون یا تلاشی قادر به گشودن گره‌های زندگی او نیست. او همچنین به صبر در برابر دردها و ناملایمات اشاره می‌کند و از بسته بودن لب‌ها و سکوت اطرافیان شکایت دارد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و دردهای درونی ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال سنگین یا نامفهوم باشد.

غزل ۱۹۶ - گره در کام دل از بخت زبون نگشاید

گره در کام دل از بخت زبون نگشاید
گره از رشتهٔ ما سحر و فسون نگشاید ۱

سینه بر تیغ مزن، یک نگه از دوست طلب
که ز هر موی تو صد چشمهٔ خون نگشاید ۲

آن که می کفت منم کار فروبسته گشای
اینک آورده ام عقده، کنون نگشاید ۳

چشم بر ناوک آنیم که آهوی حرم
به کمان آید و بر صید زبون نگشاید ۴

جای آن است که گر صبر کنم با این درد
که به طعنم لب ارباب سکون نگشاید ۵

نوحه در سینه نمی گنجد و لب ها بسته
لب این طایفه از زمزمه چون نگشاید ۶

آشکارا اگرم تیغ زند غیرت عشق
از برون پرده نبندد، ز درون نگشاید ۷

بنمایم به تو دل های ملامت در بند
هرگز این سلسهٔ غالیه گون نگشاید ۸

عرفی آمد دگر ای همنفسان، کز غم و درد
بر دل ما در آشوب و جنون نگشاید ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۵ - آه ازین دل کز گریبان غمی سر بر نزد
گوهر بعدی:غزل ۱۹۷ - آن دل که به هجر تو ز آرام برآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.