هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از عرفی شیرازی، بیانگر حالات درونی شاعر و تجربیات روحانی اوست. شاعر از جدایی از دنیای مادی، رنج‌های روحی، و جستجوی معنا در درون سخن می‌گوید. او از دغدغه‌های دینی، عشق الهی، و مبارزه با وسوسه‌های شیطانی نیز یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند رنج روحی و جدایی از دنیا ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.

غزل ۲۰۴ - اهل معنی سر به صحرای درونم داده اند

اهل معنی سر به صحرای درونم داده اند
جلوهٔ شیرین نشان قد چونم داده اند ۱

دیگران در انتعاش از نغمه و من در ملال
وه چه ذوقی از نوای ارغنونم داده اند ۲

بسته ام صد رخنه از دین بهر تعمیر حرم
خشتی از بهر الصنم بهتر ز کونم داده اند ۳

از تماشای درون بزم زارم بی نصیب
رخصت نظاره گاهی از برونم داده اند ۴

تاب زخم ناوک صیدافکنانش حیف نیست
کز شکارستان دل صیدی زبونم داده اند ۵

مژدهٔ افسون ز هاروتم پریشان تر کند
من که باطل نامهٔ سحر و فسونم داده اند ۶

گر بنوشم آب حیوان، عیب گیرند و رواست
من که در طفلی به جای شیر، خونم داده اند ۷

جاودان ماند به گرداب محبت تا ابد
این بشارت عرفی از بخت زبونم داده اند ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۰۳ - دگر خلوت به عشرت خانهٔ خمّار می باید
گوهر بعدی:غزل ۲۰۵ - چه فتنه در دل آن عشوه ساز می گذرد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.